تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::

فرق کارخانه ی سیمان با ارکستر ملی ایران

تقریبا نیمه ی اسفند سال گذشته بود که خبری در موسیقی کشور پیچید که همه اول آن را باور نکردند مگر از منبع موثق تر. خبر این بود کوتاه و مختصر: « كنسرت بيش از دو شب ممنوع » بعد از اعلام این خبر بارها  تذکراتی داده شد که آقای خبری ، مدیر کل موسیقی ارشاد حرفش را پس بگیرد و این قانون جدید و تمسخر آور را حذف کند . مسلما در هیاهوی انتخابات، موسیقی هم در امواج گم شد تا به امروز.

در آخرین روزهای تیر ماه گرم امسال، باز هم آقای خبری با خبرش آب سردی بر تن موسیقی ریخت. این خبر را در لینک پایین ببینید :

 واگذاری ارکستر ملی بر اساس اصل 44 صورت می گیرد

 من در اینجا به چند نکنه بر خوردم:

 در مورد دو شبه بودن کنسرتها:

نویسنده ی  وبلاگ چپ راست کوک که این خبر را تایید کرده اینگونه می نویسد:

«غريب به نظر رسيدن اين شنفته ها كه بيشتر به طنز و مطايبه شبيه  است تا واقعيت، برآن شديم تا ماجرا را از زبان دكتر خبري مديركل جديد دفتر موسيقي كه خود از پژوهشگران وسابقون هنر نمايشي است بپرسيم ؛ ايشان در مكالمه بسيار كوتاه تلفني اين نكته را تاييد فرموده و البته چنين تكميل كردند كه ما بر اساس رويه سابق چنين مي كنيم.»

 محمد علی خبری در روزهای آخر تیر ماه در خبر گزاری مهر اینطور اظهار می کند که:« من چیزی درباره اینکه هر گروه اجازه برگزاری تنها دو شب کنسرت را دارد و نه بیشتر نشنیده ام.»

 

احتمالا این نویسنده ی سرشناس این وبلاگ که یکی از اعضای موثر خانه ی موسیقی هم هست، شماره ی آقای خبری را اشتباه گرفته یا آن را با نامهایی مانند « خیری» یا « خبیری» یا « جزایری» یا ... قاطی کرده و در نهایت این خبر را از شخص  دیگری پرسیده،  او هم که احتمالا با آقای خبری خصومتی داشته این خبر را تایید کرده.البته اگر نیک بنگریم محمد علی خبری در خبرگزاری مهر دروع نگفته. چون لزوما شما وقتی با کسی تلفتی حرف می زنید حرفهای خود را نمی شنوید و گوشتان به آن طرف تلفن است ( بخصوص اگر در ترافیک هم باشید که حتی صحبتهای فرد مقابل را نمی شنوید)  پس راست  آقای خبری گفته من چیزی نشنیده ام. اگر اعلام می کرد که: نگفته ام! دروغ بود. تازه الان که از انتخابات گذشته چه نیازی هست کسی دروغ بگوید؟

 

نکته ی بعدی اینکه:

قرار است ارکستر ملی ایران بر اساس اصل 44 قانون ( که اصل خیلی خوبی هم هست، فقط کمی وقتش را باید زیاد کنند)  به بخش خصوصی واگذار شود. شما تصور کنید که کشوری هست که تیم فوتبالش زیر نظر بخش خصوصی است. یا مثلا شرکت ملی نفتش زیر نظر بخش خصوصی است. یا اصلا فردا وزارت ارشاد را به بخش خصوصی واگذار کنند. اصلا چه اشکالی دارد؟ یک وقت فکر نکنید این واگذاری ارکستر ملی به بخش خصوصی ربطی به استعفای فرهاد فخرالدینی دارد. شما که دیدید خبر گزاری هنر دوست فارس که ماشاالله هر خبری را حتی زود تر از وقوع آن با خبر است بلافاصله تکذیب کرد و نگذاشت جوهر امضای استفعای رهبر ارکسر خشک شود. پس ربطی ندارد. در ضمن آقای خبری گفته که این تصمیم یکی دو شبه گرفته نشده از 5-6 سال قبل این مطالعات صورت گرفته و الان قرار است واگذار شود.

 

ولی در مورد واگذاری:

اصولا برای  کوچک شدن دولت و همچنین ایجاد فرصتهای شغلی و در آمدهای فراوان این کار انجام می شود. شما تصور کنید ارکستر حدود 100 نفر پرسنل دارد . می دانید چقدر برای دولت هزینه دارد؟ اگر به بخش خصوصی واگذار شود دیگر لازم نیست از اساتید پیر و احیانا قریب الاستعفا استفاده شود. می توان از دانشجویان ممتاز ترمهای اول و حتی دوم دانشکده ی موسیقی برای رهبری ارکستر در راستای جوانگرایی استفاده کرد و حتی از نوازندگان پر استعداد ولی گمنام که در چهار راههای معروف پایتخت به نوازندگی مشغول اند، در جهت استعدادیابی استفاده کرد. در ضمن دیگر نوازندگان و رهبران مدعی، خواستار دستمزد آنچنانی نمی شوند و اصلا می توان رهبری ارکستر را به مناقصه گذاشت.

 

اما در مورد نگرش به هنر :

اینکه اصولا در دولت عدالت محور نباید فرقی بین کارخانه ی سیمان با ارکستر ملی ایران باشد زیرا هر دو قابل واگذاری به بخش خصوصی اند. پس هر گونه تفاوتی بین آنها کاملا تکذیب می شود.

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 4:22  توسط عطا نويدی  |