تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog ::

مردم و هنرمندان پــــــــایور را بدرقه کردند

از تشییع تا خاکسپاری استاد فرامرز پایور

شنبه صبح ساعت ۸ جلوی تالار وحدت رسیدم. از همان ساعت مردم زیادی در پشت در تالار وحدت منتظر بودند تا استاد موسیقی ایران را بدرقه کنند. کم کم چهره های موسیقی از راه رسیدند و در تالا ر باز شد و مردم داخل تالار رفتند. استاد سعید ثابت با مسئولین خانه ی موسیقی هماهنگی های لازم را انجام داد. چند دقیقه ای از ساعت ۹ نگذشته بود که پیکر استاد فرامرز پایور در میان بغض و اندوه اهالی موسیقی وارد تالار وحدت شد.

در میان هنرمندان حاضر چند تن برای سخنرانی به جایگاه آمدند. استادان عبدالوهاب شهیدی، هوشنگ ظریف،  محمد اسماعیلی، سعید ثابت و خانم ارفع اطرایی از جمله سخنرانانی بودند که در شخصیت استاد پایور سخن گفتند. پیامی هم از سوی استاد کسایی قرائت شد.

در پایان مراسم مردم  پیکر استاد پایور را تا اتومبیل بهشت زهرا تشییع کردند و در پی آن بسیاری از علاقه مندان با اتوبوسی که برای این کار در نظر گرفته شده بود به بهست زهرا رفتند.

پس از رسیدن پیکر استاد فقید به محل قطعه هنرمندان، مردم و دیگر هنرمندان با غم اندوه استاد فرامرز پایور را به خاک سپردند.

پس از مراسم خاکسپاری، مهدی ستایشگر(از شاگردان استاد پایور و مسئول مجله ی هنر موسیقی)چند کلامی در غم از دست دادن استاد پایور سخن گفت و یادی هم از پرویز مشکاتیان کرد. او این سال را سال تلخ نامگذاری کرد که دو استاد بزرگ سنتور را در آن از دست داده ایم.

در ادامه استاد محمد موسوی نیز یاد فرامرز پایور را گرامی داشت و سپس چند دقیقه ای در شوشتری نی نوازی کرد که شهرام ناظری او را با آوازی در مثنوی بشنو از نی همراهی کرد.

در حاشیه:

. چهره ی هنرمندان در مراسم تشییع نمود فراوان داشت و کمتر چهره ای غایب بود.

. با وجود سردی نسبی هوا اساتیدی همچون شهیدی، دهلوی، اسماعیلی، ظریف از ابتدای مراسم در محوطه ی تالار منتظر شروع مراسم بودند.

. با شروع مراسم در تالار وحدت، تمامی هنرمندان از سالن تالار خارج شدند و به میان مردم  رفتند تا در مراسم شرکت کنند.

. پیکر استاد پایور توسط شاگردان مکتب وی احاطه شده بود.

. سعید ثابت به عنوان برجسته ترین شاگرد استاد فرامرز پایور ، به نوعی در این مراسم صاحب عزا بود و تمامی هنرمندان خود را به وی می رساندند و به وی تسلیت می گفتند. ثابت بارها با صدای بلند در غم از دست دادن استادش پایور گریست.

. محمد اسماعیلی چند بیت از سعدی را با مطلع "ای ساریان آهسته ران..." زمزمه کرد.

. از ابتدای ورود چهره هایی همچون شهرام ناظری و حسین علیزاده، برخی از علاقمدان موسیقی بی آنکه درک درستی از مکان و زمان داشته باشند به گرد این هنرمندان می آمدند و شروع به عکس و امضا گرفتن از آنان می شدند که همین امر باعث شده بود آنها کمی دورتر از تریبون بایستند که در مراسم اختلالی بوجود نیاید.

 . برای اولین مرتبه بود که هیچ مقام دولت در مراسم تشییع هنرمندی سخن نگفت. مردم این اتفاق را ربط می دادند به مراسم تشییع پرویز مشکاتیان و اختلالی که در میان حرفهای ایمانی خوشخو(نماینده ی دولت) در این مراسم بوجود آمد.

. در میان تشییع کنندگان گروهی از دانش آموزان نیز با لباس فرم حضور داشتند که به احتمال زیاد دانش آموزان هنرستان موسیقی دختران بودند.

. به علت کمبود اتوبوس در نظر گرفته شده برای بهشت زهرا، بسیاری از مردم با وسایل نقلیه ی شخصی یا تاکسی و مترو برای رفت و آمد استفاده کردند.

. با وجود اینکه استاد پایور ۱۱ سال از فعالیت هنری دور مانده بود اما حضور نسل جوان در این مراسم و حتی مراسم خاکسپاری نمود فراوانی داشت.

. پس از شهرام ناظری علیرضا افتخاری نیز خود را به میکروفون رساند که چند بیتی آواز بخواند. آواز افتخاری با عدم استقبال از سوی بسیاری هنرمندان و مردم مواجه شد زیرا با وجود عدم سابقه ی فعالیت هنری افتخاری با استاد پایور این حرکت کاملا بی مناسبت قلمداد می شد.

صالحی- محمد اسمعیلی و استاد حسن دهلوی

شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم/ پدرا، یارا، اندوهگسارا تو بمان

استادان حسن ناهید - سعید ثابت و مهدی ستایشگر

ناظری در میان علاقه مندان

!

عکسها: مهر

استاد هوشنگ ظریف

استاد عبدالوهاب شهیدی

وداعی تلخ با پیکرش

عکسها: آرش بلوری

در ادامه آواز شهرام ناظری  به همراه نی استاد محمد موسوی را به دو صورت صوتی و تصویری تقدیم می دارم. قابل ذکر است که کیفیت صوت در فایل دوم به مراتب بالاتر از کیفیت صوت در فایل اول تصویر است.

کلیپ تصویری: اجرای نی استاد محمد موسوی و آواز شهرام ناظری در مزار استاد پایور

 

دوستان عزیز ! مشکل فایل تصویری حل شد.

صوتی : اجرای نی استاد محمد موسوی و آواز شهرام ناظری در مزار استاد پایور

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 0:36  توسط عطا نويدی  | 


به یاد استاد فــرامرز پــایور

هردم از حلقه ی عشاق پریشانی رفت...

بیش از ده سال است عکس بزرگی از استاد پایور بر دیوار اتاقم زده ام. عمویم شاگرد مکتب استاد پایور بود و از محضر هنرمند بزرگ، سعید ثابت و چند جلسه ای نزد خود استاد پایور بهره برده.از هنگامی که کودکی خردسال بودم نام پایور در خانواده ی ما آورده می شد و عکس او بر دیوار خانه ی عمویم بود. بزرگتر که شدم خود دریافتم پایور کیست و چه تاثیری در موسیقی گذاشته. پایور تنها نوازنده ی سنتور نبود. در دوره ی او گروه نوازی موسیقی ایران به نقطه ی اوجش رسید. آن کسانی که به عنوان همکار سالها در کنارش می نشستند و ساز می زدند در واقع شاگردانش بودند که از برترین شاگرد صبا می آموختند. البته امروز نه حوصله ی بحث تخصصی ست نه مجال آن؛ در مورد پایور همین بس که او  هنرمندی به معنای واقعی تاثیرگذار بود. هنرمندی که کسانی مانند مرحوم استاد پرویز مشکاتیان بی درک مستقیم کلاس و مکتبش، چه در آهنگسازی چه در گروه نوازی چه سرپرستی گروه و چه سنتور نوازی،همواره تحت تاثیر پایور بودند. اگر چه پایور دراثر سکته ی ۱۱ سال پیش فعالیت هنری اش کنار گذاشته شده بود اما رفتن او به مانند از دست دادن سایه ای از سر موسیقی ایران است. با رفتن فرامرز پایور و پرویز مشکاتیان، نمایندگان شاخص دو دوره ی موسیقی از دست رفتند و این سوال در ذهن پیداست که چه کسی می تواند از میان این خیل سنتور نوازان به جایگاه این بزرگان نزدیک شود.

دانلود قطعه ی تصویری  تمرین دشتی از ساخته های استاد صبا  با اجرای مرحوم حسین تهرانی، مرحوم استاد فرامرز پایور و استاد رحمت اله بدیعی

دانلود کلیپ تصویری

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 17:30  توسط عطا نويدی  | 


گفتگو با رهام سبحانی، آهنگساز + خبر تکمیلی

سرپرست گروه موسیقی ژوان با اشاره به عملی نشدن وعده های مسئولین موسیقی اعلام کرد:
 
در جشنواره ی موسیقی فجر شرکت نخواهم کرد

اشاره:چندی پیش تصنیفی با عنوان «موج خون» بر روی شعر فریدون مشیری و با آهنگسازی رهام سبحانی در اینترنت پخش شد. با آنکه در روزهای اول انتشار، نام خواننده گان و صاحب اثر به درستی به اطلاع رسیده بود، اما چندی ست که اطلاعات غلطی برای این اثر ذکر کرده اند. رهام سبحانی نیز به عنوان صاحب اصلی اثر در وب سایت شخصی اش با تکذیبیه ای به این موضوع اشاره کرد. اما برای آنکه از کم و کیف موضوع باخبر شوم گفتگوی کوتاهی با وی داشتم . گفتگو با سبحانی از ماجرای این اثر به علل پخش آثار در اینترنت و در نهایت انتقادات وی به وزارت ارشاد و اعلام انصرافش در جشنواره ی موسیقی فجر امسال کشیده شد. قابل ذکر است رهام سبحانی سرپرست گروه «ژوان» است؛ گروهی که سال 87 در بیست و چهارمین جشنواره ی موسیقی فجر مقام اول را از آن خود کرد. آنچه در ذیل می خوانید حاصل گفتگوی چند دقیقه ای با وی است.

اخیرا تصنیفی از شما با عنوان «موج خون» در اینترنت منتشر شده که گفته می شود با صدای استاد شجریان و خانم پریسا اجرا شده. کمی در مورد تصنیف توصیح دهید و بگویید آیا این اطلاعات صحیح است؟

کاری را من با نام «موج خون» روی شعر شادروان فریدون مشیری ساخته بودم و شهریور امسال(1388) ضبط و آماده شد. اول قرار بود این کار به صورت کنسرت عمومی باشد که به خاطر جریاناتی که پیش آمد موفق به برگزاری کنسرت نشدیم. عده ای از دوستان که علاقه مند به شنیدن کار بودند از ما خواستند کار را در اختیارشان بگذاریم تا کار را بشنوند. ما هم که کار را با اجرای گروه ژوان و صدایی آقای حسن شرقی و همخوانی خانم هاله سیفی زاده ضبط و میکس کرده بودیم؛ و من آنرا در اختیار چند تن از دوستان و نزدیکان قرار دادم و آنها هم در این اثر را در اینترنت پخش کردند. وقتی هم به من خبر دادند که این کار انجام شده، من هم گفتم مساله ی خاصی نیست و بهتر است که در دسترس همه ی علاقه مندان قرار بگیرد. البته مدتی است که من دیدم که در خبرها آمده خواننده ی کار استاد شجریان و خانم پریسا هستند و برای من بسیار عجیب بود که چنین اطلاعات غلطی به مردم داده شده.

فکر می کنید دادن این اطلاعات غلط به چه انگیزه ای انجام شده؟

من فکر می کنم کسانی که اقدام به پخش چنین اطلاعاتی کردند، یا واقعا هیچ گونه اطلاعاتی از عالم موسیقی ندارند یا اینکه از روی شیطنت این کار را کرده اند. آخر چطور می شود که صدای شجریان استاد بی همتای آواز ایران را از صدای یک خواننده ی تازه کار سی و دو ساله تشخیص ندهند؟ خوب این واقعا جای سوال دارد. اگر کسی اهل موسیقی باشد و تنها چند کار خوب موسیقی گوش داده باشد طبیعتا تفاوت صدا را تشخیص می دهد. مضاف بر اینکه که اگر استاد شجریان هر کاری را اجرا کرده باشند از طرف سایت شان خبر داده می شود و یا ایشان خبرش را تایید می کنند. به نظر من این کار از روی نا آگاهی موسیقایی نبوده و شاید یک سری شیطنت های آگاهانه بوده باشد که دوست داشته باشند نسبت به شرایط خاصی که وجود دارد یا به نفع بنده یا به ضرر بنده یک سری قضایا را داغ کنند. ولی به هر حال من اصلا  چنین ماجرایی خوشنود نیستم. البته طبیعتا برای من باعث افتخار و جزو آرزوهای بنده است که استاد شجریان چنین کاری را بخوانند ولی وقتی چنین اتفاقی نیافتاده به نظر من درست نیست که از نام دیگران استفاده کنند و جو را داغ کنند.

به نظر شما دادن این اطلاعات غلط چه تاثیری روی هنرمندان مجری اثر از خواننده و نوازنده و کارهای آینده ی آنها می گذارد؟

ببینید من کمی بی پیرایه صحبت می کنم. در شرایط فعلی جامعه ی ما، در طی چند سال اخیر هر کسی که کار موسیقی انجام می دهد  و اگر بخواهد کار درست انجام دهد هیچ گونه حمایت مادی و معنوی از سوی مسئولین نمی شود. همیشه حرکتها خود جوش است و با هزار و یک مانع اعم از گرفتن مجوز برای اجرای یک برنامه - چه به صورت کنسرت و چه به صورت آلبوم -  و سنگ اندازی هایی که همیشه می کردند، مواجه می شود. ما تاکنون هر کاری که کردیم با دردسر های فراوان، بدون بودجه و پشتوانه ای و روی پای خودمان بوده. از تبلیغات و برگزاری کنسرت گرفته تا دیگر فعالیتها. هیچ انگیزه ای نداشتیم به خصوص در این چند ماه اخیر که به کل شرایط طوری شده که من اصلا رمق و انگیزه و علاقه ای برای کار جدی ندارم. چون وقتی می بینم اینقدر سوی برخی از مسئولین نسبت به کارهای فرهنگی و هنری و حتی اجتماعی بی احترامی می شود ترجیح می دهم کاری نکنم. مردم باید بدانند که ما با این همه مشقت فقط به عشق آنها انگیزه داریم که کاری انجام بدهیم. اگر من به عنوان یک آهنگساز با هزینه ی شخصی و بدون چشمداشت مادی کاری را ساختم و عده ای از دوستان هم در اجرای اثر همکاری کردند، حداقل انتظار داریم مردم  پیش از انتشار اثر به جزئیات اثر دقت کنند و به آهنگساز و عوامل دست اندر کار اثر احترام بگذارند و نخواهند در این اوضاع آشفته ی هنری از نام کسی سوء استفاده بکنند که در آینده دلخوری از شخص من پیش بیاید و خود این هنرمند بزرگ بخواهند اعلام کنند که بدون رضایت من این کار انجام شده و خدای ناکرده فکر کنند از سوی ما سهل انگاری انجام شده.

می خواهم سوال کلی تری را مطرح کنم؛ چرا باید آثاری مانند موسیقی ایرانی که نه با فرهنگ و نه با هنجارهای جامعه ی ما مغایر نیست، کارش به جایی بکشد که در اینترنت انتشار یابد؟ من به موسیقی های دیگر کار ندارم چون دیدگاه های مختلفی برای هر کدام مطرح است. بحث من صرفا بر موسیقی ایرانی ست.

ببینید! وقتی که نمی خواهد که موسیقی ناب ایرانی، چیزی که گویای فرهنگ اصیل این کشور است، تحت اختیار مردم قرار بگیرد این اتفاقات می افتد. موسیقی ای در تلویزیون پخش می شود و نوازنده دارد ساز می زند جلوی سازش گلدان و فواره می گذارند و از نشان دادن سازی که پشتوانه اش قرنها تمدن و تاریخ است پرهیز می کنند، چطور می توان توقع داشت که بخواهند یک موسیقی غنی و اصیل به صورت رسمی پخش شود. اصلا زمانی که من برای گرفتن مجوز آلبوم و کنسرت اقدام کرده بودم روی شعر حضرت حافظ و مولانا مشکل داشتند و تاییدشان نمی کردند. سوال من و بسیاری از همکاران من این است که چه مقامی در وزارت ارشاد وجود دارد که صلاحیت تشخیص خوب بودن یا بد بودن شعر حضرت حافظ را داشته باشد. وقتی ما در قدمهای اولیه مانده باشیم، کاری که بخواهد با شعر سایه یا اخوان ثالث مجوز بگیرد طبیعتا این کار را انجام نمی دهند. وقتی بستر فراهم نیست خیلی از هنرمندان ناچار می شوند که به صورت مستقیم کار را خودشان در اختیار مردم قرار دهند که حداقل بر اثر این محدودیتها یی که وضع شده کیفیت کار پایین نیاید.

اجرای گروه ژوان در اختتامیه ی جشنوازه ی بست و چهارم موسیقی فجر که در آن مقام نخست را کسب کرد/ عکس:مهر

ما سال گذشته شاهد اجرای گروه ژوان در جشنواره ی فجر بودیم. در بروشور جشنواره خبر از انتشار قریب الوقوع آثار اجرا شده در جشنواره داده شده بود. سرنوشت آن اثر به کجا انجامید؟ آیا به همین عوامل دچار شد؟

سال گذشته من کنسرتی با گروهم در جشنواره ی فجر اجرا کردم و مقام اول را هم آوردیم. عنوان کنسرت هم نام تصنیفی از خودم بود به نام «مقام آتش» که بر روی شعر عطار نیشابوری و مولانا ساخته شده بود. ما قرار داشتیم همان اثر را که به صورت استودیویی ضبط شده بود به صورت آلبوم منتشر کنیم. ولی کار به صورتی تنظیم شده بود که برای نمایانیدن بهتر مفهوم شعر به صورت همخوان هم از صدای خانم و هم از صدای آقا استفاده شده بود. صبح روز کنسرت با تلفن من از حراست وزارت ارشاد تماس گرفتند و گفتند ما مطلع شدیم سی دی این کار قرار است پخش شود و من در جواب گفتم ما بر اساس اجازه ی شفاهی خودتان که گفته بودید انتشار قطعاتی که در کنسرت مجور داده شده موردی ندارد، این کار را انجام دادیم.

مشکلشان کجای کار بود؟

به من گفتند حتما باید سه زن با یک مرد همخوانی کنند و شما فقط یک همخوان زن دارید بنابراین این کار اجازه ی پخش ندارد. من هم که نمی خواستم به خاطر معذوریتهایی که ایجاد کردند از پیام کارم چیزی کم شود و در آن دست ببرم ترجیح دادم که کار پخش نشود تا اینکه ناقص پخش شود.

ما در جشنواره شرکت کردیم و مقام اول را هم کسب کردیم. طبق وعده ای که شخص آقای روشن روان به عنوان دبیر جشنواره ی موسیقی به ما داده بودند مبنی بر اینکه تمام کارهایی که در جشنواره اجرا شده و مقام اول را آورده تا یک سال برای انتشار و برگزاری همان کنسرت نیاز به مجوز ندارد؛ من هم سریعا برای کنسرتی در مجموعه ی نیاوران اقدام کردم و باز برای مجوز به ما گفتند که مقام اول شما به ما ربطی ندارد و قانون این است که باید دوباره مجوز بگیرید و وقتی صحبتهای دبیر جشنواره به میان آمدپاسخ این بود که بخش جشنواره و شورای شعر و موسیقی از هم مجزا هستند. ما مجبور شدیم دوباره شعرها را برای مجوز فرستادیم و تنها محبتی که کردند به جای سه هفته معطلی، دو روزه مجوز را صادر کردند و ما کنسرت را اجرا کردیم ولی باز هم برای انتشار آلبوم این مجوز را به ما ندادند. در نهایت نتیجه این شد که من خودم این کار را به دوستان نزدیک و اطرافیانم  و علاقه مندان دادم تا بشنوند ولی به صورت کلی و در سطح شهر منتشرش نکردم. البته دو  بخش از کار را هم در سایت رسمی خودم گذاشتم تا علاقه مندان استفاده کنند. من خیلی علاقه مند بودم این کار منتشر شود ولی خوب ببینید ما برای ضبط یک مجموعه ی ارکسترال با احتساب هزینه ی نوازنده و استودیو و غیره تقریبا 8 میلیون تومان هزینه می کنیم و من خودم این هزینه ها را تقبل کردم. ولی با ایرادات سطحی و حتی نا آگاهانه که از ما می گیرند این کارها می ماند و همین باعث دلسردی می شود. چون یا باید کار را به دلخواه کسی انجام دهم که دیگر آن حرف من نیست، یا اینکه آن را منتشر نکنم.

آیا امسال هم قصد شرکت در جشنواره ی موسیقی فجر را دارید؟

تقریبا یک ماه و نیم پیش خانمی از دفتر هماهنگی جشنواره ی وزارت ارشاد با من تماس گرفتند و خواستند که چون در سال قبل هم شرکت کرده و مقام آورده بودیم باید از الان فرمهای مربوط را پر کنیم و برای شرکت در جشنواره در خواست بدهیم و نمونه کار بیاوریم و در نهایت شرکت کنیم. من هم اعلام کردم که با این محدودیتهایی که بوده و الان هم شدیدتر شده هیچ علاقه ایی به شرکت در جشنواره ندارم چون شما به هیچ یک از وعده هایی که در جشنواره ی گذشته داده بودید جامه ی عمل نپوشاندید.

 وعده هایی کرده بودند در مورد دستمزد نوازنده که نصف آن را پرداخت کردند و من به عنوان سرپرست گروه باید جوابگوی اعضا می شدم و یا اینکه اعضای گروه برای ورود به دانشگاه موسیقی نیاز به کنکور ندارد و یا امتیازاتی برای کنسرتهای خارج از کشور و ... که اینها هم عملی نشد. بنابراین من اعلام می کنم نه در جشنواره نه خارج از جشنواره هیچ کنسرت رسمی نخواهم داشت و رغبتی هم به این کار ندارم و دلیلش را هم نمی خواهم ذکر کنم چون هر کسی که با این جامعه پیوند داشته باشد خودش می تواند دلایل این موضوع را تشخیص دهد. من به مردم این جامعه تعهد اخلاقی دارم و ترجیح می دهم همگام با آنها پیش روم.

در پایان سخن ناگفته ای اگر مانده خواهشمندم بفرمایید.

قشر هنرمند، چه همدوره های ما و چه بزرگان و پیشکسوتان ما همیشه در تنگنا بودیم و هیچ بستری را برای ما تامین نکردند که بخواهیم حرفمان را بزنیم و آنطور که باید پیشرفت بکنیم و توانایی های خودمان را نشان دهیم. هرچه تا به حال بوده از ذوق و شوق و همت خودمان بوده. من فقط افسوس می خورم  که گوهری مثل شادروان پرویز مشکاتیان -که من با کمال افسوس باید بگویم شادروان- را از دست دادیم. در سنی که ایشان مارا تنها گذاشت موسیقی ایرانی به این وزنه نیاز داشت و به نظر من حدود 80 درصد کارهای موسیقی که در چند دهه ی اخیر ماندگار شده از آثار ایشان بوده. وقتی مسئولان فرهنگی مملکت نتوانند جایگاه چنین اساتید تکرار ناپذیری را بشناسند کسی مثل استاد مشکاتیان باید سالها کنار خانه بنشیند. خانه نشینی ایشان دلیل بر عدم توانایی یا اینکه افت کاری ایشان نبود. ایشان همچنان همان نبوغ را داشتند و همان توانایی را داشتند ولی انگیزه ای نداشتند که بخواهند کار کنند. همیشه هم می گفتند برای ارائه ی موسیقی باید جایگاه مقدسی وجود داشته باشد. وقتی ایشان نمی توانند کارشان را ارائه کنند در نهایت چنین اتفاق جبران ناپذیری می افتد. بنابراین ما که نسل جوانیم و هنوز اول راهیم و نام و نشانی هم نداریم  نمی توانیم راهمان را درست ادامه بدهیم.من در اینجا می خواهم به تمام دوستان هم دوره ای خودم که به دور از وابستگی به جایی، در پیوند با مردم دارند کار می کنند دست مریزاد بگویم.

من هم برای شما و دوستانی که این راه دشوار هنر را در پیش گرفتند آرزوی موفقیت و بهروزی می کنم. با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

من هم از شما متشکرم.
 گفتگو: ۵ آذر ماه ۸۸
عطا نویدی
در ادامه :
 

تصویر جلد مقام آتش ، آلبومی از رهام سبحانی که مجوز پخش نگرفت


سایت رسمی شرکت دل آواز به عنوان تنها منبع اطلاع رسانی رسمی استاد شجریان در تکذبیه ای، خبر انتشار موج خون با صدای استاد شجریان را رد کرد.

تکذیبیه

alt

هفته گذشته خبری در محافل اینترنتی مبنی بر انتشار اثر جدیداستاد محمدرضا شجریان پخش شد.
در پی تماس های مکرر علاقه مندان و عزیزان, بدین وسیله اعلام می دارد تک آهنگی که هفته گذشته در فضای اینترنتی پخش شده است با صدای استاد شجریان نمی باشد و هیچ ارتباطی به ایشان ندارد.


مطالب مرتبط:

»یک تصنیف جدید 
»نغمه هایی به رنگ وطن

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 12:41  توسط عطا نويدی  | 


«گروه ایرانی» پس از دوسال در اتریش به روی صحنه می رود

  از مشروطه تا کدام آزادی

با خبر شدم پژمان طاهری پس از دوسال گروه ایرانی را با خوانندگی علیرضا قربانی، شنبه ۲۸ نوامبر برابر ۷ آذر ماه، در اتریش به روی صحنه می برد. کنجکاو شدم از جزئیات برنامه و آنچه دلیل این اجرا بوده بیشتر بدانم. آنچه در ذیل می خوانید گفتگوی چند دقیقه ای ام با پژمان طاهری، سرپرست گروه ایرانی در اتریش است که در سایت گفتکوی هارمونیک  منتشر شد.

اولین جرقه های این اجرا از کجا زده شد ؟

حدود یکسال یا یکسال و نیم پیش من و برادرم، اردوان تصمیم گرفتیم تا تصانیف قدیمی را با یک نگاه دیگر اجرا کنیم. البته در این اجرا قرار نیست در ساختمان کلی آثار دست ببریم و آنرا تغییر دهیم ولی به هر حال تنظیم می شود که نمونه اش - همانطور که مطلعید – کاری است که سالها پیش برای آقای شجریان ضبط کردیم و در آنجا نیز برای هر تصنیف مقدمه ای ساخته و تنظیم شد. به مرور زمان که پیش رفتیم تصمیم گرفتیم که جهتی به این تصنیفها بدهیم و اینطور شد که ما در انتخاب تصنیفها نگاهمان را متمرکز کردیم به تصانیفی که مرتبط با جریانات آزادی خواهانه و مشخصا نهضت مشروطه در ایران بود.

لطفا در مورد عنوان این برنامه کمی توضیح دهید. 

در ابتدا نامی که برای این کنسرت انتخاب کردیم «از مشروطه تا آزادی» بود. ولی از آنجایی که حدود آزادی در کشورهای مختلف فرق می کند و هریک تعاریف متفاوتی را از آزادی دارند، ما عنوان این برنامه را تعییر دادیم به «از مشروطه تا کدام آزادی». که می توان اینطور تعریف کرد که آزادی از منظر ایرانیان به چه چیزی اطلاق می شود و یا حتی آیا آزادی ای اصلا وجود دارد یا نه.

برنامه در چند بخش اجرا و با چه ترتیبی اجرا می شود؟

ما این برنامه را به دو بخش تقسیم کردیم. که یک بخش قرار است به آثار قدما و کسانی که پیش از ما درگیر این مفهوم بوده اند اختصاص یابد. و بخش دوم هم مربوط است به آثار معاصر که مشخصا آثار خودم  و یکی هم از ساخته های اردوان که همین اواخر ساخته شده.

گویا بودم که قرار بود از آثار «استاد مشکاتیان» هم در این کنسرت استفاده شود. آیا آنها نیز در بخش دوم قرار می گیرند؟

البته ما دو کار از استاد فقید، پرویز مشکاتیان انتخاب کرده بودیم که منتشر نشده و ایشان با همان لطف و مهربانی همیشگی شان به من اجازه داده بودند که این آثار را اجرا کنم. ولی با این اتفاقی که افتاد و ما ایشان را از دست دادیم، من شایسته دیدم که در برنامه ای که منحصرا متعلق به ایشان باشد از آثار ایشان استفاده کنیم. بنابراین من این دو قطعه را از این اجرا حذف کردم چون مایل نبودم کار ایشان در حاشیه ی کار دیگری قرار بگیرد.

اعضای گروه ایرانی در این اجرا چه کسانی هستند؟

در این اجرا من و برادرم اردوان طاهری هستیم  به اضافه ی آقایان رشید کاکاوند و علیرضا قربانی که قبلا بوده اند ولی آقای شروین مهاجر-نوازنده ی کمانچه- تازگی به ما ملحق شدند. گروه ایرانی در این اجرا یک گروه پنج نفره است.

چه مدت برای این کار تمرین داشتید؟

ما چند وقت از هم دور افتاده بودیم. آقایان قربانی و کاکاوند که در خیلی از این کارها همکاری داشتند و نت بقیه ی کارها را هم برایشان فرستادم. و برای آقای شروین مهاجر در این برنامه به گروه ایرانی اضافه شدند، نمونه های صوتی و نت را برایشان فرستادم. ولی از شب گذشته (شنبه 29 آبان) که دوستان به وین رسیدند و ما در اینجا به مدت 8 – 9 روز تمرین تا روز اجرا خواهیم داشت. اما اعضای گروه تمام قطعات را قبلا زده اند و ما فقط باید برای یک اجرای صحنه با هم هماهنگ شویم.

اجرای دو سال پیش گروه ایرانی با خوانندگی شهرام ناظری در وین

بعد از اجرایی که دو سال پیش با آقای شهرام ناظری در وین داشتید، این اولین برنامه ی شماست. در این دوسال چه تغییراتی در خودتان احساس کردید و چه مقدار از این تغییرات در اجرای شما قابل لمس است؟

خوب من هفته ی پیش 39 سالم تمام شد و وارد 40 سالگی شدم. و مسلما هر لحظه تغییری در انسان ایجاد می شود. و من می خواهم این را بگویم که اینطور نیست که نامگذاری اجرای اکنونی ما تحت تاثیر شرایط امروز باشد. چه بسا هنرمندان و کسانی که در کارهای هنری دستی دارند جلوتر از زمان اجتماعی خودشان حرکت می کنند. و دلیل انتخاب آثار استاد مشکاتیان پیش از درگذشت تاثربر انگیزشان این بود که ایشان جلوتر از جریانات اجتماعی حرکت می کردند و مثالش هم اینکه کارهایی که ایشان ساخته بودند خیلی پیش از جریانات اصلاح طلبی و این قضایا بود. و در مورد اینکه چه تغییراتی در من ایجاد شده هم باید بگویم که کارهای پیشین من هم موید این نکته هست که من همیشه دغدغه ی انجام دادن کار اجتماعی داشتم و باورم بر این هست در چنین روزگاری که ما زندگی می کنیم  صحبت کردن از یک یار بالا بلند و ابروی کمان خیلی مناسب حال نیست. ولی اینکه به کار من اطلاق سیاسی بشود هم من مخالفم چون من صرفا کار اجتماعی می کنم. ولی امروزه مرزها خیلی شکسته شده و در جهان همه چیز به همه چیز ربط دارد، خصوصا در ایران که مسائل اجتماعی و حتی هنری جدا از سیاست نیست ممکن است این تصور پیش بیاد که ما مشغول به کار سیاسی هستیم. ولی مشخصا کار سیاسی برای رسیدن به قدرت یا نزدیک شدن به مراکز قدرت هست که هم چنین دغدغه ای نداشتیم و نداریم و نخواهیم داشت و من کار خودم و گروه ایرانی را یک کار کاملا اجتماعی می دانم . اما اگر در برهه ای  صورت کار من مخالف یک جریان حاکم هست این دیگر گناه من نیست چون به قول دکتر شریعتی هنرمند آزاد تنها یک فریب است ، یا شما باید به زیر چتر قدرت بروید یا در دامن پر مهر مردم جای بگیرید و این یک دوراهی ست که هر هنرمند در زندگی اش یکی از راه ها را انتخاب می کند. ممکن است خیلی هم مشخص حرف نزدند چه راهی را انتخاب کرده چون کار خودش گویاست.

در پایان اگر نکته ی خاصی به نظرتان می رسد بفرمایید.

دونکته به نظرم می رسد. یکی این است که تمامی این آثار به جز فطعه ای که ساخته ی اردوان است، در سالهای پیش از این ساخته شده. مشخصا باید به تصنیف کبوتر از آلبوم ریشه در خاک اشاره کنم که در سال 81 یا 82 ساخته شده؛ یا تصنیف ایران کهن که درجریانات اخیر ایران به اشتباه به تصنیف خس و خاشاک معروف شد، زمستان 2003 در وین ساخته شده و تیر ماه 2004 در تهران ضبط شده؛ تصنیف امیرکبیر تیرماه 1378 در تهران ساخته شده؛ تصنیف سوگواران خموش که حدود چهار سال پیش ساخته شده. مقصود از بیان این مطلب این است که بگویم اینطور نیست که هیجانی به من دست داده باشد که بخواهم آهنگ بسازم و این نکات تاکید کننده ی این نظر من است که اگرکسی خودش را هنرمند می داند گمان می کنم باید جلوتر از زمان خودش حرکت کند.

و نکته ی دوم اینکه معمولا تصوّری که مردم از موزیسین ها دارند آدمهای سرحال و بی خیال و شیدا است. ولی واقعیت این طور نیست و آنها هم دغدغه دارند. بهطور مثال باید به عارف قزوینی اشاره کنم که وقتی تصنیفی را در جمع یکی از حکام خواند چنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت که دوماه در خانه بستری شد و این مساله چنان ناجوانمردانه بود که آن شخصی  که دستور کتک زدن عارف را داده بود برای دلجویی از او یک خانه به عارف هدیه کرد و البته  طبع بلند عارف مانع از پذیرش آن هدیه ی گرانبها شد و می دانیم در فقر جان سپرد. ولی به عنوان اولین کسی که ترانه هایی با مضامین غیر از گذشتگان ساخته است ، تا امروز نامش باقی مانده.

با سپاس از توضیحات کامل و مفیدتان. وبلاگ «وبلاگ همنوا باسوز نی » برای شما و گروه ایرانی آرزوی موفقیت می کند. به امید دیدار شما در ایران.

» تصویر پوستر کنسرت گروه ایرانی

» این مطلب در سایت گفتگوی هارمونیک

عطا نویدی/یکشنبه اول آذر ۸۸

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 20:27  توسط عطا نويدی  |