سربداران
از حقیقت سربداران تا افسانه ی جومونگ
دوست نازنینی، چندی پیش، سه سریال تلویزیونی که از جمله ی برترین آثار تاریخ تلویزیون ایران هستند را برایم فرستاد؛ هزاردستان، ابن سینا و سربداران. در مورد هزار دستان که به راستی چیزی نمیتوان نوشت که شاهکار تاریخ سینمای ایران است و هر چه از آن و مرحوم علی حاتمی بنویسیم باز جای بحث دارد. اما آنچه باعث شد بعد از مدتها در مورد سینما بنویسم سربداران بود . این سریال بر اساس واقعه ای تاریخی نوشته و ساخته شده و در آن شرایط نامساعد اول انقلاب محمدعلی نجفی با ساخت آن کاری کرد کارستان که هنوز انگشت حیرت در دهان سینما دوستان می گذارد. سربداران مردمی را نشان می دهد که از ظلم خسته بودند و در زیر این ظلم سنگین مغولی زندگی می کردند و حاضرند سر بدار بسپرند ولی تن به ذلت ندهند.
تاریخ ساخت سر بداران نیز خود حکایتی عجیب دارد . سال ۶۳ روزگاری است که هنوز ارتباطات منطقی(یا متعادل) زن و مرد در سینما محدود نشده بود. روزگاری که بر خلاف این روزها نقش زن یک نقش دست چندم و فیلم پرکن و وسیله ای برای جذابیت نبود. بازی سوسن تسلیمی در این فیلم نمونه ی خوب بازیگر زن در فیلمهای ایرانی است که ای کاش شرایط برای او مساعد تر بود و در سینمای ایران اجازه ی فعالیت داشت. سال ۶۳ هنوز قرار نبود در تمام سریالها و فیلمها به صورت شعار زده و بسیار غیر منطقی به امام زمان اشاره شود. در جایی می بینیم که شیخ حسن جوری اشاره ای به ظهور امام زمان دارد و این اشاره چنان منظقی و در خور تحسین است که حتی مخاطب امروز احساس شعار گونه از این دیالوگ نمی کند. اما در سریال ضعیفی مانند یوسف پیامبر دیدیم در انتهای فیلم چه پیوند نا همگونی بین او و حضرت مهدی قرار داده شد. تو گویی این از پیش تعیین شده بود این جملات باید در سریال قرار داده شود.
بسیاری از نکات گفته شده و گفته نشده ، همه و همه دست در دست هم داده تا سر بداران یکی از برترین آثار تاریخ سینمای ایران باشد. و عجبا که ، ما با این پشتوانه ی عظیم تاریخ داستانی که ریشه در تاریخ واقعی ما دارد، و با این شخصیتهایی که افسانه ها پهلو می زنند ، هنوز در پی آن هستیم که کشور های شرقی افسانه هایشان را برای ما سریال کنند و به خورد مردم ما بدهند. افسانه هایی که شخصیتهای اصلیشان حتی مانند رستم دستان ، یلی در سیستان نیز نبودند.





