گفتگو با رهام سبحانی، آهنگساز + خبر تکمیلی
اشاره:چندی پیش تصنیفی با عنوان «موج خون» بر روی شعر فریدون مشیری و با آهنگسازی رهام سبحانی در اینترنت پخش شد. با آنکه در روزهای اول انتشار، نام خواننده گان و صاحب اثر به درستی به اطلاع رسیده بود، اما چندی ست که اطلاعات غلطی برای این اثر ذکر کرده اند. رهام سبحانی نیز به عنوان صاحب اصلی اثر در وب سایت شخصی اش با تکذیبیه ای به این موضوع اشاره کرد. اما برای آنکه از کم و کیف موضوع باخبر شوم گفتگوی کوتاهی با وی داشتم . گفتگو با سبحانی از ماجرای این اثر به علل پخش آثار در اینترنت و در نهایت انتقادات وی به وزارت ارشاد و اعلام انصرافش در جشنواره ی موسیقی فجر امسال کشیده شد. قابل ذکر است رهام سبحانی سرپرست گروه «ژوان» است؛ گروهی که سال 87 در بیست و چهارمین جشنواره ی موسیقی فجر مقام اول را از آن خود کرد. آنچه در ذیل می خوانید حاصل گفتگوی چند دقیقه ای با وی است.

اخیرا تصنیفی از شما با عنوان «موج خون» در اینترنت منتشر شده که گفته می شود با صدای استاد شجریان و خانم پریسا اجرا شده. کمی در مورد تصنیف توصیح دهید و بگویید آیا این اطلاعات صحیح است؟
کاری را من با نام «موج خون» روی شعر شادروان فریدون مشیری ساخته بودم و شهریور امسال(1388) ضبط و آماده شد. اول قرار بود این کار به صورت کنسرت عمومی باشد که به خاطر جریاناتی که پیش آمد موفق به برگزاری کنسرت نشدیم. عده ای از دوستان که علاقه مند به شنیدن کار بودند از ما خواستند کار را در اختیارشان بگذاریم تا کار را بشنوند. ما هم که کار را با اجرای گروه ژوان و صدایی آقای حسن شرقی و همخوانی خانم هاله سیفی زاده ضبط و میکس کرده بودیم؛ و من آنرا در اختیار چند تن از دوستان و نزدیکان قرار دادم و آنها هم در این اثر را در اینترنت پخش کردند. وقتی هم به من خبر دادند که این کار انجام شده، من هم گفتم مساله ی خاصی نیست و بهتر است که در دسترس همه ی علاقه مندان قرار بگیرد. البته مدتی است که من دیدم که در خبرها آمده خواننده ی کار استاد شجریان و خانم پریسا هستند و برای من بسیار عجیب بود که چنین اطلاعات غلطی به مردم داده شده.
فکر می کنید دادن این اطلاعات غلط به چه انگیزه ای انجام شده؟
من فکر می کنم کسانی که اقدام به پخش چنین اطلاعاتی کردند، یا واقعا هیچ گونه اطلاعاتی از عالم موسیقی ندارند یا اینکه از روی شیطنت این کار را کرده اند. آخر چطور می شود که صدای شجریان استاد بی همتای آواز ایران را از صدای یک خواننده ی تازه کار سی و دو ساله تشخیص ندهند؟ خوب این واقعا جای سوال دارد. اگر کسی اهل موسیقی باشد و تنها چند کار خوب موسیقی گوش داده باشد طبیعتا تفاوت صدا را تشخیص می دهد. مضاف بر اینکه که اگر استاد شجریان هر کاری را اجرا کرده باشند از طرف سایت شان خبر داده می شود و یا ایشان خبرش را تایید می کنند. به نظر من این کار از روی نا آگاهی موسیقایی نبوده و شاید یک سری شیطنت های آگاهانه بوده باشد که دوست داشته باشند نسبت به شرایط خاصی که وجود دارد یا به نفع بنده یا به ضرر بنده یک سری قضایا را داغ کنند. ولی به هر حال من اصلا چنین ماجرایی خوشنود نیستم. البته طبیعتا برای من باعث افتخار و جزو آرزوهای بنده است که استاد شجریان چنین کاری را بخوانند ولی وقتی چنین اتفاقی نیافتاده به نظر من درست نیست که از نام دیگران استفاده کنند و جو را داغ کنند.
به نظر شما دادن این اطلاعات غلط چه تاثیری روی هنرمندان مجری اثر از خواننده و نوازنده و کارهای آینده ی آنها می گذارد؟
ببینید من کمی بی پیرایه صحبت می کنم. در شرایط فعلی جامعه ی ما، در طی چند سال اخیر هر کسی که کار موسیقی انجام می دهد و اگر بخواهد کار درست انجام دهد هیچ گونه حمایت مادی و معنوی از سوی مسئولین نمی شود. همیشه حرکتها خود جوش است و با هزار و یک مانع اعم از گرفتن مجوز برای اجرای یک برنامه - چه به صورت کنسرت و چه به صورت آلبوم - و سنگ اندازی هایی که همیشه می کردند، مواجه می شود. ما تاکنون هر کاری که کردیم با دردسر های فراوان، بدون بودجه و پشتوانه ای و روی پای خودمان بوده. از تبلیغات و برگزاری کنسرت گرفته تا دیگر فعالیتها. هیچ انگیزه ای نداشتیم به خصوص در این چند ماه اخیر که به کل شرایط طوری شده که من اصلا رمق و انگیزه و علاقه ای برای کار جدی ندارم. چون وقتی می بینم اینقدر سوی برخی از مسئولین نسبت به کارهای فرهنگی و هنری و حتی اجتماعی بی احترامی می شود ترجیح می دهم کاری نکنم. مردم باید بدانند که ما با این همه مشقت فقط به عشق آنها انگیزه داریم که کاری انجام بدهیم. اگر من به عنوان یک آهنگساز با هزینه ی شخصی و بدون چشمداشت مادی کاری را ساختم و عده ای از دوستان هم در اجرای اثر همکاری کردند، حداقل انتظار داریم مردم پیش از انتشار اثر به جزئیات اثر دقت کنند و به آهنگساز و عوامل دست اندر کار اثر احترام بگذارند و نخواهند در این اوضاع آشفته ی هنری از نام کسی سوء استفاده بکنند که در آینده دلخوری از شخص من پیش بیاید و خود این هنرمند بزرگ بخواهند اعلام کنند که بدون رضایت من این کار انجام شده و خدای ناکرده فکر کنند از سوی ما سهل انگاری انجام شده.
می خواهم سوال کلی تری را مطرح کنم؛ چرا باید آثاری مانند موسیقی ایرانی که نه با فرهنگ و نه با هنجارهای جامعه ی ما مغایر نیست، کارش به جایی بکشد که در اینترنت انتشار یابد؟ من به موسیقی های دیگر کار ندارم چون دیدگاه های مختلفی برای هر کدام مطرح است. بحث من صرفا بر موسیقی ایرانی ست.
ببینید! وقتی که نمی خواهد که موسیقی ناب ایرانی، چیزی که گویای فرهنگ اصیل این کشور است، تحت اختیار مردم قرار بگیرد این اتفاقات می افتد. موسیقی ای در تلویزیون پخش می شود و نوازنده دارد ساز می زند جلوی سازش گلدان و فواره می گذارند و از نشان دادن سازی که پشتوانه اش قرنها تمدن و تاریخ است پرهیز می کنند، چطور می توان توقع داشت که بخواهند یک موسیقی غنی و اصیل به صورت رسمی پخش شود. اصلا زمانی که من برای گرفتن مجوز آلبوم و کنسرت اقدام کرده بودم روی شعر حضرت حافظ و مولانا مشکل داشتند و تاییدشان نمی کردند. سوال من و بسیاری از همکاران من این است که چه مقامی در وزارت ارشاد وجود دارد که صلاحیت تشخیص خوب بودن یا بد بودن شعر حضرت حافظ را داشته باشد. وقتی ما در قدمهای اولیه مانده باشیم، کاری که بخواهد با شعر سایه یا اخوان ثالث مجوز بگیرد طبیعتا این کار را انجام نمی دهند. وقتی بستر فراهم نیست خیلی از هنرمندان ناچار می شوند که به صورت مستقیم کار را خودشان در اختیار مردم قرار دهند که حداقل بر اثر این محدودیتها یی که وضع شده کیفیت کار پایین نیاید.

ما سال گذشته شاهد اجرای گروه ژوان در جشنواره ی فجر بودیم. در بروشور جشنواره خبر از انتشار قریب الوقوع آثار اجرا شده در جشنواره داده شده بود. سرنوشت آن اثر به کجا انجامید؟ آیا به همین عوامل دچار شد؟
سال گذشته من کنسرتی با گروهم در جشنواره ی فجر اجرا کردم و مقام اول را هم آوردیم. عنوان کنسرت هم نام تصنیفی از خودم بود به نام «مقام آتش» که بر روی شعر عطار نیشابوری و مولانا ساخته شده بود. ما قرار داشتیم همان اثر را که به صورت استودیویی ضبط شده بود به صورت آلبوم منتشر کنیم. ولی کار به صورتی تنظیم شده بود که برای نمایانیدن بهتر مفهوم شعر به صورت همخوان هم از صدای خانم و هم از صدای آقا استفاده شده بود. صبح روز کنسرت با تلفن من از حراست وزارت ارشاد تماس گرفتند و گفتند ما مطلع شدیم سی دی این کار قرار است پخش شود و من در جواب گفتم ما بر اساس اجازه ی شفاهی خودتان که گفته بودید انتشار قطعاتی که در کنسرت مجور داده شده موردی ندارد، این کار را انجام دادیم.
مشکلشان کجای کار بود؟
به من گفتند حتما باید سه زن با یک مرد همخوانی کنند و شما فقط یک همخوان زن دارید بنابراین این کار اجازه ی پخش ندارد. من هم که نمی خواستم به خاطر معذوریتهایی که ایجاد کردند از پیام کارم چیزی کم شود و در آن دست ببرم ترجیح دادم که کار پخش نشود تا اینکه ناقص پخش شود.
ما در جشنواره شرکت کردیم و مقام اول را هم کسب کردیم. طبق وعده ای که شخص آقای روشن روان به عنوان دبیر جشنواره ی موسیقی به ما داده بودند مبنی بر اینکه تمام کارهایی که در جشنواره اجرا شده و مقام اول را آورده تا یک سال برای انتشار و برگزاری همان کنسرت نیاز به مجوز ندارد؛ من هم سریعا برای کنسرتی در مجموعه ی نیاوران اقدام کردم و باز برای مجوز به ما گفتند که مقام اول شما به ما ربطی ندارد و قانون این است که باید دوباره مجوز بگیرید و وقتی صحبتهای دبیر جشنواره به میان آمدپاسخ این بود که بخش جشنواره و شورای شعر و موسیقی از هم مجزا هستند. ما مجبور شدیم دوباره شعرها را برای مجوز فرستادیم و تنها محبتی که کردند به جای سه هفته معطلی، دو روزه مجوز را صادر کردند و ما کنسرت را اجرا کردیم ولی باز هم برای انتشار آلبوم این مجوز را به ما ندادند. در نهایت نتیجه این شد که من خودم این کار را به دوستان نزدیک و اطرافیانم و علاقه مندان دادم تا بشنوند ولی به صورت کلی و در سطح شهر منتشرش نکردم. البته دو بخش از کار را هم در سایت رسمی خودم گذاشتم تا علاقه مندان استفاده کنند. من خیلی علاقه مند بودم این کار منتشر شود ولی خوب ببینید ما برای ضبط یک مجموعه ی ارکسترال با احتساب هزینه ی نوازنده و استودیو و غیره تقریبا 8 میلیون تومان هزینه می کنیم و من خودم این هزینه ها را تقبل کردم. ولی با ایرادات سطحی و حتی نا آگاهانه که از ما می گیرند این کارها می ماند و همین باعث دلسردی می شود. چون یا باید کار را به دلخواه کسی انجام دهم که دیگر آن حرف من نیست، یا اینکه آن را منتشر نکنم.
آیا امسال هم قصد شرکت در جشنواره ی موسیقی فجر را دارید؟
تقریبا یک ماه و نیم پیش خانمی از دفتر هماهنگی جشنواره ی وزارت ارشاد با من تماس گرفتند و خواستند که چون در سال قبل هم شرکت کرده و مقام آورده بودیم باید از الان فرمهای مربوط را پر کنیم و برای شرکت در جشنواره در خواست بدهیم و نمونه کار بیاوریم و در نهایت شرکت کنیم. من هم اعلام کردم که با این محدودیتهایی که بوده و الان هم شدیدتر شده هیچ علاقه ایی به شرکت در جشنواره ندارم چون شما به هیچ یک از وعده هایی که در جشنواره ی گذشته داده بودید جامه ی عمل نپوشاندید.
وعده هایی کرده بودند در مورد دستمزد نوازنده که نصف آن را پرداخت کردند و من به عنوان سرپرست گروه باید جوابگوی اعضا می شدم و یا اینکه اعضای گروه برای ورود به دانشگاه موسیقی نیاز به کنکور ندارد و یا امتیازاتی برای کنسرتهای خارج از کشور و ... که اینها هم عملی نشد. بنابراین من اعلام می کنم نه در جشنواره نه خارج از جشنواره هیچ کنسرت رسمی نخواهم داشت و رغبتی هم به این کار ندارم و دلیلش را هم نمی خواهم ذکر کنم چون هر کسی که با این جامعه پیوند داشته باشد خودش می تواند دلایل این موضوع را تشخیص دهد. من به مردم این جامعه تعهد اخلاقی دارم و ترجیح می دهم همگام با آنها پیش روم.
در پایان سخن ناگفته ای اگر مانده خواهشمندم بفرمایید.
قشر هنرمند، چه همدوره های ما و چه بزرگان و پیشکسوتان ما همیشه در تنگنا بودیم و هیچ بستری را برای ما تامین نکردند که بخواهیم حرفمان را بزنیم و آنطور که باید پیشرفت بکنیم و توانایی های خودمان را نشان دهیم. هرچه تا به حال بوده از ذوق و شوق و همت خودمان بوده. من فقط افسوس می خورم که گوهری مثل شادروان پرویز مشکاتیان -که من با کمال افسوس باید بگویم شادروان- را از دست دادیم. در سنی که ایشان مارا تنها گذاشت موسیقی ایرانی به این وزنه نیاز داشت و به نظر من حدود 80 درصد کارهای موسیقی که در چند دهه ی اخیر ماندگار شده از آثار ایشان بوده. وقتی مسئولان فرهنگی مملکت نتوانند جایگاه چنین اساتید تکرار ناپذیری را بشناسند کسی مثل استاد مشکاتیان باید سالها کنار خانه بنشیند. خانه نشینی ایشان دلیل بر عدم توانایی یا اینکه افت کاری ایشان نبود. ایشان همچنان همان نبوغ را داشتند و همان توانایی را داشتند ولی انگیزه ای نداشتند که بخواهند کار کنند. همیشه هم می گفتند برای ارائه ی موسیقی باید جایگاه مقدسی وجود داشته باشد. وقتی ایشان نمی توانند کارشان را ارائه کنند در نهایت چنین اتفاق جبران ناپذیری می افتد. بنابراین ما که نسل جوانیم و هنوز اول راهیم و نام و نشانی هم نداریم نمی توانیم راهمان را درست ادامه بدهیم.من در اینجا می خواهم به تمام دوستان هم دوره ای خودم که به دور از وابستگی به جایی، در پیوند با مردم دارند کار می کنند دست مریزاد بگویم.
من هم برای شما و دوستانی که این راه دشوار هنر را در پیش گرفتند آرزوی موفقیت و بهروزی می کنم. با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.
سایت رسمی شرکت دل آواز به عنوان تنها منبع اطلاع رسانی رسمی استاد شجریان در تکذبیه ای، خبر انتشار موج خون با صدای استاد شجریان را رد کرد.
| تکذیبیه |
![]() هفته گذشته خبری در محافل اینترنتی مبنی بر انتشار اثر جدیداستاد محمدرضا شجریان پخش شد. در پی تماس های مکرر علاقه مندان و عزیزان, بدین وسیله اعلام می دارد تک آهنگی که هفته گذشته در فضای اینترنتی پخش شده است با صدای استاد شجریان نمی باشد و هیچ ارتباطی به ایشان ندارد. |
مطالب مرتبط:

دانلود قطعه ی «به اسیران قفس» در دستگاه نوا - از ساخته های رهام سبحانی





