تبليغاتX
:: Ata Navidi 's personal weblog :: - سازگری؛

سازگری؛

علمی که از آن غافل شده ایم *

کارگاه تارسازی زنجان/ این عکس را از وبلاگ هوشنگ سامانی گرفتم

 چندی است سازگری در ایران به مبحثی چالش بر انگیز تبدیل شده. اگر چه این مساله در تمام مقاطع موسیقی ایرانی از قدیم تا کنون مورد توجه اهالی موسیقی بوده، اما انتقادات یکی از اساتید آواز به این مساله و همچنین اظهار نظر وی در این خصوص که حتی به ساختن سازهای جدید کشیده شد، سازگری را به بحث روز موسیقی ایران تبدیل کرد.  در اینجا بحث در رد یا تایید عمل استاد آواز ایران نیست، چرا که هر گونه انتقاد در سازهای ابداعی ایشان را باید به صاحب نظران سپرد.  اما به جریان انداختن بحث سازگری یک اتفاق خجسته در موسیقی ایران است که امید آن می رود در پایان این جلسات و احتمالا مناقشات، راه درستی را پیش روی سازگران در جهت حرفه ای شدن - به معنای علمی و عملی - باز کند.

سازگری را می توان به دو شاخه ی مستقل تقسیم کرد.  یکی، تولید سازهای موجود در موسیقی ایران که خود احتیاج به دانش  بالا در زمینه های علم فیزیک و حتی شیمی  و شناخت انواع چوب و همچنین گوش قوی دارد.  متاسفانه حتی امروزه با وجود پیشرفت علم در تمام زمینه ها حتی یک فرمول ثابت برای تولید ساز های ملی وجود ندارد و فقر این دانش تا به جایی پیش می رود که برخی از سازگران مطرح نیز با آزمون و خطا اقدام به ساختن ساز می کنند.  البته لازم به ذکر است سازگری در این شاخه نیاز به گوش موسیقایی قوی و آشنایی کامل به ساز و کاربرد آن در موسیقی دارد که تقریبا تمام سازندگان حرفه ای، این دانش و ذوق را دارند.  اما احساس نیاز نکردن و حتی عدم آشنایی با علم روز و تکیه بر روشهای سنتی، فقر دانشی مذکور را به وجود آورده.

دیگر شاخه ی مستقل در سازگری، ابداع و نو آوری و در نتیجه ساخت سازهای جدید و تولید صداهای نو در موسیقی ایران است.  بدیهی است هر استاد ادبیات نمی تواند شاعر، هر لیسانس موسیقی نمی تواند آهنگساز، و هر فارغ التحصیل رشته ی مکانیک نمی تواند مخترع باشد.  ابداع و اختراع و نو آوری پیش از آنکه نیاز به دانش عمیق در آن رشته داشته باشد، نیاز فراوان به ذوق و علاقه ی شخصی مبتکر و مخترع در آن زمینه و همچنین آشنایی کاملش با موضوع اختراع دارد.  در قدم بعدی مخترع نیاز به دانش کافی برای به ثمر رساندن ایده ی خود دارد. آوردن مثالهای فوق در جهت مصداق این سخن است که باید سازگر مبتکر  به چندین هنر و دانش آراسته باشد تا ساز ابداعی اش به کام هنرمندان و اهل فن خوش بیاید.

مسلما تولید صدای جدید در موسیقی ایران یک نیاز است.  تاکنون در این راستا نیز از سوی مبتکران سازگری تلاشهای بسیاری شده که برخی از آنها، به نتایجی –هرچند جزئی- رسیده است.  اما نکته ی مغفول مانده ی این مبحث آن است که، نباید از سازهای ابداعی، صداهای موجود در سازهای دیگر فرهنگهای جهان دربیاید.  به طور مثال نباید از سازی که قرار است خلاء صدای بم در سازای ایرانی را پر کند، صدای ویلنسل شنید.  رنگ ایرانی صدا نکته ایست که متاسفانه باتمام تلاشهای صورت گرفته در این راه، هنوز به طور درست تعریف نشده.  سالهاست شاهد ساخت سازهای ابداعی بم خوان هستیم،  با این وجود کمتر ساز ابداعی وجود دارد که صدای ایرانی بدهد و همواره صداهای آنها تداعی کننده ی سازهای عربی و ترکی و حتی غربی است.  شاید این مشکل از آنجا ناشی شده باشد که تعریف درستی برای رنگ ایرانی صدا وجود ندارد و این حل نمی شود مگر با پیگیری و اجماع عقاید اهل موسیقی برای رسیدن به این تعریف.

تمام مشکلات مذکور را وقتی اضافه می کنیم به نبود آموزش مدون سازگری در ایران، در می یابیم که از آنچه امروز در موسیقی جهان می گذرد سالهای سال فاصله داریم.  اگر شناخت چوب برای یک سازگر ضروری باشد، باید این مساله در مباحث علم شیمی دنبال شود.  همچنین که گردش صدا در شاخه ی علم فیزیک، ارتباط بین قطعات ساز  در شاخه ی علم مکانیک، و حتی رنگ ساز باید در علم شیمی دنبال شود.

نبود آموزش آکادمیک در سازگری معضلی بزرگ در این رشته است.  متولیان علمی و فرهنگی کشور باید به فکر ایجاد رشته ی دانشگاهی سازگری باشند و مانند هر رشته ی جدیدالتاسیس دیگری، از دانشمندان سازگری در دنیا دعوت به عمل آورند تا در کنار تجارب ارزشمند سازگران ایران، راهی درست برای پیشرفت این شاخه ی بسیار ضروری پیدا کنند.  اگرچه این توقع کمی در ابتدا کمی بعید به نظر می رسد اما برگزاری جلسات توسط نهادهای نیمه رسمی و گاهی رسمی این امید را در دل زنده میکند که گویا قرار است سازگری دیگر به مانند گذشته مغفول نماند.


*تاریخ این یادداشت بر می گردد به بهار سال جاری که به مناسبت نمایشگاه سازهای ابداعی نوشتم اما به دلایلی تاکنون منتشر نشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 10:14  توسط عطا نويدی  |