محمد رضا لطفی و مواضع اجتماعی اش
آقاي نويدي عزيز
مطلب شما را خواندم و چون بنده را پاسخگو دانسته ايد چند سطري را مي نويسم و اميدوارم جوابيه مرا هم در وبلاگتان بگذاريد
اول:
دليلي كه شما بنده را پاسخگوي مواضع و گفتار هاي استاد محمدرضا لطفي دانسته ايد(وظائف مدير برنامه) ناشي از خلط مبحثي است كه شما ميان مدير برنامه كه وظيفه اش سازماندهي برنامه هاي هنري يك هنرمند است (تعريف رايج در دنيا) و آژانس هاي برادكستينگ هنري در غرب برقرار كرده ايد.
دوم:
به اعتقاد بنده ي نوازنده! مباني دموكراسي: آزادي انديشه و آزادي بيان قابل احترام است و اگر جوابي به شما در خصوص ديدگاه هاي آقاي لطفي بيان مي كنم به دليل جانبداري از ايشان نبوده و صرفا به دليل برخورد توتاليتر صورت گرفته در نوشته شماست و اگر نه بنده فقط پاسخگوي نوشته خود مي بودم.
سوم:
در نوشتارتان بسيار از واژه مردم استفاده كرده ايد به كار گيري مكرر اين واژه مرا به ياد سخنراني هاي برخي مسئولين مي اندازد كه بخشي از جامعه را (ولو اكثريت يا اقليت) نماينده تمامي مردم مي دانند شما خوب از انديشه هاي سياسي و اجتماعي من آگاهيد و از هزينه هائي كه توسط بنده و بيشمار مانند بنده آگاهيد اما با احترام به شما عرض مي كنم پشت ما زخمي تازيانه افكاري است كه شما هم نماينده ان هستيد: تماميت طلبي! آقاي نويدي تماميت طلبي و ديكتاتوري ريشه در فرهنگ ما دارد و هر كس با ابزاري كه در دست دارد آن را اعمال مي كند : پدر با فرزند، كار فرما با كارگر ، روشنفكر نما با ديدگاه مخالف و .... و تا اين فرهنگ اصلاح نشود دموكراسي در جامعه محقق نمي شود و تنها تازيانه ها دست به دست مي شوند! از نظر بنده اكثريت حق پايمال كردن حق اقليت حتي يك درصدي جامعه را ندارد آقاي لطفي حق دارد هر جور مي خواهد بيندشد و بيان كند من و شما حق داريم مخالف نظات او باشيم و اقشار مردم هم حق دارند به هنرمندشان اقبال كنند يا نكنند اما محتواي اصلي كلام من اينجاست كه كيفيت اجراي هنري هنرمند ربطي به انديشه سياسي او ندارد و هنر را با ملاك هاي هنري بايد نقد كرد اگر هنرمندي مخالف نظر ماست به عنوان مثال اگر گوشه سلمك را بي كيفيت اجرا كند بي كيفيت است و اگر با كيفيت اجرا كند با كيفيت است و ما حق نداريم بگوئيم او تبديل به افسانه شده يا نشده كما اينكه استقبال كم نظير از كنست ارديبهشت 89 خلاف ديدگاه شما را در ارزيابي تان از مردم نشان مي دهد باز شاهد مثال كه امروز تار آقا حسنقلي را با رفت و آمدش به دربار ناصري نمي سنجند.
چهارم :
نوشتار شما احساسي و در برخي موارد غير مستند است نوشته ايد مجوز كنسرت ها و آلبوم هاي لطفي را به راحتي مي دهند مستند شما كجاست؟ شما براي ايشان مجوز كرفته ايد يا بنده؟ از همشهريتان آقاي عبدالرضا زارعي سوال كنيد كه از چه زماني براي كنسرت شيراز استاد درخواست مجوز كردند و آيا توانستند مجوز بگيرند؟ اتفاقا مجوز كنسرت هاي هنرمندان منسوب به جناح سبز بسيار يريعتر آماده مي شود! نخواهيد كه نمونه هايش را در اين نوشته بگويم كه بطور خصوصي به شما خواهم گفت. در پايان برايتان آرزوي سلامتي و تندرستي دارم. شاد باشيد
آقاي نوازنده : بهراد توكلي
آقای توکلی به اشتباه مرا شیرازی دانسته اند . من همشهری رضا زارعی نیستم.
در مورد برخی جملات ایشان میتوانم توضیحاتی بدهم و کاملا آقای لطفی را نقد کنم . اما چون سخن به درازا میکشد به همان نوشته قبلی بسنده می کنم.





