<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>: Ata Navidi &apos;s weblog :وبلاگ عطا نویدی</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/</link>
<description>وبلاگ شخصی عطا نویدی در باره موسیقی ایران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 29 Jul 2010 08:41:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>گروه دست افشان به روی صحنه می رود</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-263.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;کنسرت گروه موسیقی “دست افشان” ویژه بانوان در تاریخ 10 و 11 مردادماه ساعت 17 در تالار وحدت برگزار می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://arpezh.com/cms/wp-content/uploads/2010/07/dast-afshan.jpg&quot;&gt;&lt;IMG class=&quot;size-medium wp-image-823 aligncenter&quot; title=&quot;dast afshan&quot; height=300 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://arpezh.com/cms/wp-content/uploads/2010/07/dast-afshan-294x300.jpg&quot; width=294&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به گزارش &quot;همنوا با سوز نی&quot; ،زهره عشقی خاص سرپرست این گروه موسیقی با اعلام این خبر در توضیح جزئیات کنسرت گفت:  این کنسرت در سه بخش موسیقی پاپ کلاسیک، سنتی و محلی برای نخستین بار در حوزه کنسرت های ویژه بانوان برگزار می شود؛ در واقع با توجه به مطالعاتی که داشتم سه نوع رنگ آمیزی موسیقایی را برای این اجرا طراحی کردم همچنین 6 خواننده گروه کر خواننده را همیاری خواهند کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وی افزود: در بخش موسیقی محلی قطعاتی از موسیقی فولکلور نواحی مختلف ایران چون موسیقی کردی، بختیاری، مازندرانی ، بوشهری و گیلانی را به روی صحنه می بریم در این بخش قبل اجرای موسیقی هر منطقه فیلم مستندی از آیین رقص محلی بانوان برای معرفی این هنر به مخاطبین حاضر در سالن را به نمایش می گذاریم و پس از آن کنسرت برگزار می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اعضای گروه دست افشان عبارتند از: نادیا ثابت راسخی(تنبک)، یلدا صمدی(پیانو)، آزاده امیدی تبار (تار)، الهه موسوی(فلوت)، شیرین بقایی(ویولنسل)، مریم عباس زاده(دف و سازهای کوبه ای)، زهره عشقی (خواننده)&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;منبع &lt;A href=&quot;http://arpezh.com/&quot;&gt;آرپژ&lt;/A&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Jul 2010 08:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=263</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-263.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اطلاعیه سایت</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-262.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT size=3&gt;دوستان عزیز! به علت ایجاد مشکل برای سایت بلاگفا و احتمال بروز مشکلات دیگر در وبلاگهای وابسته به آن ، از همه تقاضادارم تنها با آدرس زیر وارد سایت &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;«&lt;STRONG&gt;هم نوا با سوز نی»&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; بشوند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.navidi.ir/&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;STRONG&gt;www.Navidi.ir&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; با سپاس/ عطا نویدی &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Jun 2010 11:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=262</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-262.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>محمد رضا لطفی و مواضع اجتماعی اش</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-259.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/lotfi.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;EM&gt;آنچه در این یادداشت می خوانید صرفا نگاهی ست به رفتار محمد رضا لطفی و یاران گذشته اش نسبت به اوضاع سیاسی کشور؛ همچنین یادداشتی که چندی پیش توسط بهراد توکلی در رد نقد هنرمند با دیدگاههای سیاسی &lt;/EM&gt;&lt;EM&gt;نوشته شد &lt;/EM&gt;&lt;EM&gt;و آن را در خبرگزاری ایلنا خواندم. باید متذکر شد در این نوشته مبنای صحبت ، یادداشت ناقص منتشر شده لطفی در باره ی سابقه چاووش و ...  نیست. رفتار کلی محمد رضا لطفی پس از ورودش به ایران معیار قضاوت ماست است.&lt;/EM&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وقتی در شنیده ها و خوانده ها به کلمه &quot;هنرمند&quot; می رسیم شاید نتوان به راحتی از پیچ و خمهای این کلمه گذشت و به معنای واقعی آن دست یافت. هنگامی که به نقش یک هنرمند در جامعه نگاهی می اندازیم ، معنی این کلمه بسی گسترده تر از آن چیزی می شود که در لغتنامه ها آورده شده.  هنرمند تنها به شخصی که کار و کسب و در آمد زندگی اش از راه هنر باشد اطلاق نمی شود. زیرا اگر اینگونه باشد، هنرمند تر از این شخص کسی است که می تواند یک زمین چند صد متری در گوشه ای از شهر ، را تبدیل به یک برجی تجاری کند و هزاران برابر ارزش زمین از آن پول برداشت کند. ارزش هنرمند با تعدد آثار به جای مانده از وی سنجیده نمی شود بلکه ارزش هنرمند به تاثیرمثبتی است که او بر جامعه اش می گذارد. نا گفته پیداست هنرمندی می تواند بر جامعه تاثیر مثبت بگذارد که خودش به دیدگاه درستی از شرایط و اوضاع این جامعه رسیده باشد. یعنی هم گذشته را خوب درک کند، هم حال را فهمیده و در آن زندگی کند و هم از آینده ای که پیش رو دارد تصویری درست را مجسم کند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در جامعه ای مانند ایران که همواره از زمانهای دور و حتی پیش از ورود اسلام ، هنر در بند دربار و سیاست بازان بوده؛ و همچنین سیاست و مذهب در زندگی مردم این سرزمین مهمترین نقش و تاثیر را داشته و دارد، نمی توان به ناگاه هنرمندان از این دیدگاه های سیاسی خود دست بکشند و در گوشه سلامت به خلق آثار هنری بپردازند. در جامعه ایران هنرمند موسیقی از دیرگاه تا کنون نقش پیشرو در مسائل اجتماعی داشته و امروزه هم دارد. از عارف ، نی داوود و گرفته تا اشخاصی مانند بهمن رجبی، لطفی (درسالهای دور) و مشکاتیان و ... .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مگر هنرمندی می تواند در این جامعه زندگی کند ، درد ها و اشکهای مردم خویش را ببیند و باز هم کنج سلامت اختیار کند؟ چنین هنرمندی بی شک درک درستی از تاریخ دیروز و امروز خود ندارد و صرفا بر اساس آنچه امروزه جو گرفتگی بیان می شود عمل می کند. این شخص همان است که در بالا ذکرش آمد ، یعنی تنها هنر فروش و تولید کننده آثار هنری است ( بر وزن و مصداق تولید کننده لباس یا هر چیز دیگر). &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حال هنرمند را از دید مردم بنگریم؛ هنرمند از دیدگاه مردم جامعه نقش یک رهبر را داراست. هنرمند از دیدگاه عوام یک اتمام حجت است. بار ها شاهد بودیم در حوادثی مانند سیل و زلزله و... هنرمندان در صف اول ایستادند تا مردم جامعه خود را به تحریک برای کمک وادارند و همواره چشم مردم به حرکات آنان بوده. این مثال در مسائل سیاسی هم صدق می کند، همچنان که همواره سیاستمداران در صدد جمع کردن رای هنرمندان برای خود بودند تا در میان مردم اقبال بیشتری کسب کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حال تصور کنید یک - به اصطلاح - هنرمند نه تنها از جامعه خود جلوتر و حتی با آنان نیز همگام نباشد، بلکه در تضاد با آنان پیش برود. اینجا بحث سلیقه و دیدگاه نیست، بحث حقیقت است. هنرمند بایدهر اتفاق و تحولی را از زاویه حقیقت مشاهده و در راه آن عمل کند نه از زاویه سلامت زندگانی و آسایش مادی خودش.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بی پرده باید بگویم بحث من بر سر موضع گیری های عجیب و غریب شخص محمد رضا لطفی است که چند سالی ست همه  اهل هنر و حقیقت را در تعجب فرو برده و این تعجب در یک سال اخیر جای خود را  -متاسفانه- به نفرت نیز داده. این انتقاد بر محمدرضا لطفی آنگاه مجاز می شود که ما به تغییر انسان در طول زمان معتقد باشیم اما این تغییر را برای هنرمند الزاما رو به تکامل مجاز بدانیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اینکه چرا لطفی در این سالها  به  جناحی از سیاست گرایش دارد که تقریبا تمام هنرمندان همسطح او (در شهرت و موثر در هنر) بر خلاف وی می اندیشند، برای همه جای سوال است. و بدتر از آن این مساله است که جناح محبوب لطفی این روزها قدرت را نیز در دست دارد واین شائبه را برای همگان بوجود آورده که لطفی فردی فرصت طلب( به معنای منفی آن) است.  لطفی هر چه باشد این روزها با مردم نیست، شاید روزی با مردم بوده ، که بوده. اما امروز نه از &quot;برادر غرق خون&quot; او خبر است نه از &quot;داروک&quot; و ... .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;محمد رضا لطفی امروزه راه سلامت پیش گرفته و این راه برایش بدون منفعت هم نبوده، آلبومهای تصویری کنسرتهایش یک به یک مجوز می گیرند و منتشر می شوند و کمترین مشکل بر سر راه کنسرتهاش ایجاد می شوند و حتی کتابش به بهانه هدیه در میان علاقمندان و خبرنگاران ، بی هیچ مناسبتی پخش می شود. جالب تر اینکه نهادهای هنری وابسته به دولت بیش از هر کس در مقام دفاع از وی بر می آیند و حتی عیوب نوازندگی ایشان  را که در تخصصشان نیست هم می پوشانند. شکی نیست محمد رضا لطفی روزگاری در زمره موثرترین افراد جامعه و به تا حدی در رویداد های اجتماعی پیشرو بوده. اما امروز از آن مرد مبارز و پهلوان تنها افسانه ای به جای مانده.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; در اینجا روی سخن با بهراد توکلی است  که نقد هنرمند را با خط کش سیاست نفی می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#660000 size=3&gt;»&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://ilna.ir/newsText.aspx?ID=121875&quot;&gt;بخوانید یادداشت بهراد توکلی را در ایلنا&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقای توکلی! آیا مردم و منتقدین بر آمده از دل این مردم حق ندارند به یک هنرمند و استاد خرده بگیرند که چرا امروز پشتشان را خالی کرده و راهی حتی جدا از آنان را پیش گرفته؟ آیا انتظار مردم از هنرمندان خود تنها خلق آثار هنری است ؟ اگر اینگونه باشد چرا آقای لطفی بر جبهه رفتن اذان گفتن خود در بالای درختی در جنلگهای آمریکا یا پیشرو بودن در جامعه پیش از انقلاب اینقدر تاکید دارد؟ پس خود ایشان هم نیک می داند هنرمند شخصیتی غیر از کسب و کار هنری دارد. سخنان آقای لطفی به مصداق همین مصراع مولوی که فرمود: «آدمی مخفی ست در زیر زبان»، نشان دهنده تفکر ایشان است. مردم نمی توانند به کسی که اینچنین در هر جا هر سخنی را بیان می کند،و یا حتی در جایی که باید حرفی بزند سکوت اختیار می کند، اعتماد کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقای توکلی! من با شما در تحمل حرف مخالف کاملا موافقم ، اما اینجا بحث سلیقه نیست. همانگونه که گفته شد بحث بر سر حقیقت است و آنچه مردم می خواهند. چرا محمد رضا لطفی روزگاری در جلوی جامعه پیش می رفته و به ظاهر فریاد آزادی سر می داده ولی این هنگام ، اینچنین به سکوت بسنده نکرده و در طرف دیگر ایستاده؟ شما که مدیر برنامه هایشان هستید باید پاسخگو باشید چرا ایشان سکوت می کند و یا حرفی نا به جا میزند؟ خود می دانید سکوت، خود معناهای زیادی دارد و یکی از این معانی رضایت به وضع موجود است. مگر می تواند هنرمندی با این سابقه اجتماعی امروز نظرش ممتنع باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقای توکلی&lt;FONT color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;*&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;! آقای لطفی اینگونه نیست که شما فرمودید &quot;نخواست موضع سیاسی بگیرد&quot;. ایشان مواضع سیاسی جالبی هم گرفته و می گیرد. گاهی حضور در جای خاص و گفتن سخنی خاص خود مصداق بارز موضع گیری است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آقای توکلی! درست است که مردم و منتقدان همه جزء به جزء ردیف را نمی دانند اما همین مردم بزرگترین بازیگران روزگار خویش اند. این مردم می توانند از یک هنرمند که به اصطلاح پشتشان را خالی کرده انتقاد کنند. با تمام انتقادهایی که از طرف روشنفکران به مردم و نافهمی آنان می شود من عقیده دارم اندیشه کلی یک جامعه خود بزرگترین شعور را دارد تشخیص می دهد که با آنها هست و که بر ضدشان است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نمونه بارز سخنان آقای لطفی،  مصاحبه با کیهان فرهنگی است که با ادیبانه ترین کلمات سخنان ناحق را شیرین بیان می کند. سخنان اغراق آمیز و گاهی دور از واقعیت ایشان از یاد این مردم نخواهد رفت بخصوص اینکه شخص همراهشان در این مصاحبه وجهه خوبی در میان مردم ندارد. این نکته را باید بارها و بارها یاد آور شد که  مردم خود در مورد اهل هنر خود به قضاوت خواهند نشست زیرا زمان بهترین داور است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;  &lt;STRONG&gt;*&lt;/STRONG&gt; پی نوشت: در بخشی از نوشته خطاب به آقای توکلی ،عبارت &lt;STRONG&gt;&quot;نوازنده گرامی &quot;&lt;/STRONG&gt; آمده که موجب سوءتفاهمی شد. با این توضیح که اینجانب از بیان این کلمه قصد هیچگونه توهینی به ایشان را نداشتم ، از ایشان عذر خواهی می کنم. و این کلمه را تغییر میدهم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;پاسخ آقای بهراد توکلی را در ادامه مطلب بخوانید:&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 31 May 2010 11:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=259</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-259.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفتگو با بهزاد عبدی آهنگساز اپرای عروسکی مولوی</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-258.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;اثری ملی با&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=6&gt; استانداردهای جهانی&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/Wbeh1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفتگو از عطا نویدی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#cc0000 size=4&gt;این گفتگو در ماهنامه سیاسی - فرهنگی &lt;STRONG&gt;«نسیم بیداری»،&lt;/STRONG&gt;شماره ششم (اردیبهشت ۸۹) منتشر شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;بهزاد عبدی متولد 1352 در تهران است. وی فارغ التحصیل دبیرستان البرز و همچنین دارای مدرک لیسانس در رشته ی مهندسی متالوژی از دانشگاه صنعتی شریف می باشد. عبدی پس از اتمام تحصیلات عالیه در ایران به اوکراین رفت و از انستیتوی هنر خارکوف با درجه کارشناسی ارشد آهنگسازی فارغ التحصیل شد و هم اکنون نیز در اوکراین سکونت دارد. او در سال گذشته (1388) موفق به دریافت سیمرغ بلورین برای موسیقی فیلم «آل» از جشنواره ی فیلم فجر شد. از ابتدای اسفند 88 اپرای مولوی به کارگردانی بهروز غریب پور و آهنگسازی بهزاد عبدی در تالار فردوسی به روی صحنه رفت که با استقبال بی سابقه ی مردم روبرو شد. در اواخر فروردین 89 نیز اپرای مولوی در شیراز به روی صحنه رفت که به دلیل استقبال مردم شیراز تمدید شد. ناگفته نماند حضور خوانندگان مشهور و حرفه ای مانند همایون شجریان، محمد معتمدی، حسین علیشاپور و ... بر جذابیت اپرای مولوی افزود. اما با تمام حواشی، در نهایت نام بهزاد عبدی به عنوان خالق موسیقی نخستین اپرای ملی ایرانی رقم خورد. وی آثاری همچون: کنسرت برای ارکستر، پوئم سمفونی «وقتی خداوند تو را می‌خواند»، چهار رستیاتیو برای ویلن، فلوت، سنتور، وینسل و ارکستر، سوئیت سمفونی «آینده‌ی روشن»، پوئم سمفونی «روح‌ا...». با اجرای ارکستر ناسیونال اوکراین و رهبری ولادیمیر سیرنکو، موسیقی فیلم انیمیشن افسانه‌ی ماردوش، موسیقی فیلم آل ( برنده سيمرغ بهترين موسيقی متن فيلم )، تیتراژ سریال 125 را نیزز در کارنامه ی هنری خود دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;سفر کوتاه عبدی به ایران باعث شد تا فرصت را مغتنم بشماریم و در باره ی اپرای مولوی با وی به گفتگو بنشینیم.  البته با مجالی که داشتیم نتوانستیم به دیگر ابعاد آهنگسازی و دیدگاههای هنری وی بپردازیم&lt;/FONT&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;شما قبلا بیشتر به موسیقی توصیفی پرداخته بودید، فکر می کنید مخاطبان ایرانی چقدر با این نوع موسیقی ارتباط برقرار می کنند؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر موسيقی  قابليت برقراری ارتباط را داشته باشد  و به مخاطب به  طرز قابل قبولی ارائه شود، حتما اين نوع موسيقی را دوست خواهد داشت و ذهن تصويرگر و توصيفی اش همراه موسيقی خواهد شد و حتی بدون شعر و کلام با اثر ارتباط  خواهد گرفت. البته موسيقی در کشور ما همواره با کلام همراه بوده است و مجال برای ارائه آثار بی کلام و توصيفی چه در فرم ها و قالب های موسيقی کلاسيک  غربی و چه در آثار موسيقی دستگاهی وجود نداشته است. ولی باید اضافه کرد  همين پيش درآمدها ، رنگ ها و ... همگی جزو آثار بی کلام هستند اما جنبه توصيفی در آن ها کمتر بوده و بيشتر به دنبال يک ملودی و يک تم زيبا بوده اند تا بيان مطلب يا احساسی ورای ملودی. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/wbeh%202.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;عکس: میثم میر زنده دل&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;چه شد که به موسیقی کلامی پرداختید ؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اصولا شروع فعاليت جدی من در موسيقی با موسيقی کلام بوده است .من سال ها در صدا و سيما قطعات با کلام می نوشتم ، اما مدتی تصميم به نوشتن موسيقی خالص شدم بدون شعر و کلام که دامنه کاربردی آن در سطوح جهانی بالاتر رود و موسيقی خود بتواند حرف و مطلب و احساس خود رابيان نمايد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;جرقه ی اپرای مولوی از کجا زده شد؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ليبرتوی (متن اپرا) بسيار زيبا و هوشمندانه ی اپرای مولوی را استاد غريب پور نوشتند و با لطف و اعتمادی که به بنده داشتند اين اثر را آماده و اجرا و ضبط نمودم که  البته کار بسيار سنگينی بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;چند ماه ساخت و اجرای موسیقی اپرای مولوی در اوکراین طول کشید؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;متن اپرا از اواخر خرداد ماه 88 به من داده شد و من مشغول به کار بر روی آن شدم. تا در 5 مهر ماه سال گذشته با ارکستر ناسيونال اوکراين به رهبری ولاديمير سيرنکو ضبط شد. در زمستان سال گذشته به ایران آمدم و صدای خوانندگان اپرا در استدیو پاپ ضبط شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;چرا اثر را با ارکستر های ایرانی اجرا نکردید؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عدم همکاری من با ارکسترهای ایرانی چند دلیل دارد؛ اول اينکه من در اوکراين زندگی می کنم و برای من کار با ارکستر حرفه ای اوکراين بسیار راحتتر است. دوم اينکه  در ایران برای ضبط صدای هشتاد نوازنده و چهل نفر گروه کر، سالنی با امکانات بالا وجود ندارد. سوم کيفيت ضبط و واجرا که به هر حال اين ارکستر و رهبر آن از برجستگان ارکسترهای دنيا هستند و اين برای کار عظيمی مثل اپرای مولوی بسيار مهم بود. البته دلایل دیگری هم وجود دارد که بیان آن را باید به مجالی دیگر سپرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;شما در این اثر از صدای خوانندگان جوان ولی مطرح استفاده کردید؛ انتخاب این خوانندگان به عهده ی چه کسی بود؟ آقای غریب پور یا خودتان؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انتخاب خوانندگان با هم فکری آهنگساز و کارگردان انجام می گرفت. حتی بعضی انتخاب ها هم با آزمايشی که در ضبط انجام می شد و به انتخابهای ديگر می انجاميد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;با توجه به این که در موسیقی ایران خوانندگان به صورت تکی در گروهها ظاهر می شوند، انعطاف پذیریشان برای اجرای اپرا با خوانندگان دیگر که ممکن است رقیبشان هم باشند چقدر بود&lt;/B&gt;؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ببینید! همين کلمه رقيب همه چیز را به هم می ريزد. اپرا اين امکان را می دهد که خوانندگان با بضاعت های مختلف و سبک های متفاوت در کنار هم در خدمت اثر به خواندن بپردازند و کسی رقيب ديگری به حساب نیآيد . دوستان در اين اپرا واقعا با احساسی بسيار زيبا به خواندن پرداختند و همين در پس از شنيدن  اثر بسيار نمود دارد .کاملا مشخص است که دوستان قصد به رخ کشيدن خويش ندارند و همگی با تکنيک های خوب بسيار دراماتيک کار را اجرا کرده اند.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;چقدر از ملودی های آوازی اپرا کار شما بود؟ چقدر بداهه خوانی خوانندگان در آن تاثیر داشت؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به جز دو بخش آوازی که گفتگوی ميان شمس و مولانا که با بداهه خوانی خوانندگان همراه بود، بقيه ملودی ها ساخت خودم بود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;از کار با این خوانندگان چقدر راضی بودید؟ آیا اگر کار مشابهی داشتید حاضرید با همین گروه کار کنید؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بسيار راضی هستم و صد البته اين دوستان را در آثار بعدی از دست نخواهم داد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;اپرای مولوی از نظر کاربرد دستگاههای ایرانی در واقع نخستین اپرای کاملا ایرانی ست، فکر می کنید این اپرا به وضعیت مطلوب و استاندارد اپراهای مطرح جهان نزدیک شده یا هنوز با آن فاصله دارد؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اپرای مولوی اپرايی است کاملا ملی و ايرانی در استانداردهای جهانی . نسخه ی فیلم اين اپرا توسط اساتيد اپرای دنيا ديده و شنيده شده است . و آنها اين اپرا را که بسيار تحسین کردند و اثر مورد توجهشان بود. ولی اين چه فاصله ای با اپراهای مطرح جهان دارد، اصولا نمی توان آن ها از لحاظ سبک با اپرای ملی مولوی مقايسه نمود . اما بايد در شناساندن اپرای ملی ايرانی همه کوشا باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/nasim.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt;&lt;IMG alt=&quot;ماهنامه نسیم بیداری&quot; hspace=0 src=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/wwwnasim.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;در اپرای مولوی در قسمتهایی به نظر می رسد جای صدای کمانچه، نی و سه تار خالی است. با اینکه این نظر تا حدودی سلیقه ایست اما انتقاد عمده به آهنگسازی اثر همین است؛ چون وقتی اپرا نام ایرانی به خود گرفت باید صدای سازهای ایرانی نمود بیشتری داشته باشد. نظر خود شما چیست؟ آیا به سلیقه تان بر می گردد یا اینکه قابلیتهای اجرایی را در سازهای ایرانی نمی دیدید؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اپرای ايرانی نه به اين معناست که بايد ساز ايرانی داشته باشد. بايدی در کار نيست . آيا وقتی اين کار را می شنيدید شما احساس غربی بودن داشتید که مثلا ساز ايرانی آن کمبود را جبران کند؟ اين اپرا اگر بخواهد در جای دیگری از جهان اجرا شود باید استانداردهای موسيقی اجرایی جهانی را دارا باشد نه اينکه برای اجرای آن مجبور به دعوت به نوازندگان  ساز ايرانی باشند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;یعنی اگر مورد مشابهی پیش بیاید شما باز هم از ساز ایرانی استفاده نمی کنید؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من نگفتم از ساز ایرانی استفاده نمی کنم یا علاقه ای به ساز ایرانی ندارم.  در جایی احساس کنم می توانم پیام را با ساز ایرانی برسانم حتما این کار را می کنم. استفاده از ساز ایرانی مانند استفاده از ساز بادی در ارکستر است . اگر کسی از ساز بادی استفاده نکند به این دلیل نیست که به آن علاقه ای ندارد. من در جایش حتما از ساز ایرانی استفاده می کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;شما فکر می کنید در ایران چه مشکلاتی برای اجرای چنین اپراهایی به صورت زنده وجود دارد؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تامين منابع مالی ، ارکستر نوازنده، کارهای دراماتيک و اپرا ، بازی گری خوانندگان ايرانی و ... اگر دور هم گرد بيايند اين اپرا هم در ايران به نحو قابل قبولی اجرا خواهد شد. که امیدوارم این کار هم انجام بشود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;استقبال مردمی از اپرای مولوی چطور بود؟ &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قسمت اعظم اجرای اپرا من در ایران حضور نداشتم، اما در آن سه شبی که موفق به ديدن آن شدم، هر سه شب تمام دو ساعت را ايستاده بودم و می دیدم بسیاری از علاقمندان هم صندلی خالی نصیبشان نمی شد و مجبور بودند روی پله ها به تماشای اپرا بنشینند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;لطفا در مورد کارهایی که در آینده در دست دارید توضیحی دهید&lt;/B&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صحبت هايی که با استاد غريب پوردر مورد اپرای حافظ داشته ام و همچنین صحبت های اوليه ای برای چند موسيقی فيلم نیز انجام شده. در حال حاضر منتظر مذاکرات و انجام مقدمات آثار دیگر هستم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;اگر صحبتی در انتها دارید بفرمایید.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;برای شما آرزوی موفقيت می کنم و در همين جا از استاد غريب پور که آغازگر احيای اپرای ملی - ايرانی هستند خالصانه تشکر می کنم و از خداوند طلب نيرو و سلامتی برای ايشان برای خلق آثار ارزشمند دارم .&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 05 May 2010 19:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=258</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-258.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ساز و آوازی شنیدنی</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-256.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/alisha-hirbad.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روز چهارشنبه (8-2-89) به دعوت دوست خوب و هنرمندم &lt;STRONG&gt;حسین علیشاپور&lt;/STRONG&gt; با وی همراه شدم تا  شاهد اجرا و ضبط یک اثر موسیقایی با صدای وی در استودیو رهگذر هفت اقلیم باشم. پیش از رسیدن به استدیو توسط علیشاپور یا &lt;STRONG&gt;علیرضا هیربد&lt;/STRONG&gt; آشنا شدم. پیشتر نیز به من گفته بود: «من نوازنده تار و سه تاری را سراغ دارم که واقعا تکنواز است و ملودی پرداز و دوست دارم بیشتر با او کار کنم». در راه استودیو،صحبت از آهنگسازی جدید و قدیم(به معنای گلهایی) شد. فقر ملودی در آهنگهای چند دهه ی اخیر بسیار مشهود است اما در آهنگهای گلهایی و سبک های قدیم تر ملودی حرف اول را در موسیقی می شند و بر خلاف دوره ی جدید که همه چیز بر پایه شعر و ریتم استوار است، پیشتر این دو عنصر نیز در خدمت ملودی بودند. به هر حال امروز نوعی بازگشت به عقب( نه از جهت پسرفت بلکه نگاه دوباره به زیبایی های گذشته) را در ذائقه دوستداران موسیقی و همچنین آهنگسازان شاهدیم.این ملودی پردازی را در تکنوازی و همچنین آهنگسازی علیرضا هیربد شاهد بودم. او با تاثر از نوازندگان قدیم تار همچون استادان شهناز، شریف، مجد و ... تکنوازی و می کند و به قول و گفته ی خودش این تفکر ملودی پردازانه را استادش فریدون حافظی در وی متبلور کرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با آنکه هیربد چند سالی به به علت جفا کاری ها و دردهایی که گفتنش برای اهل هنر تازگی ندارد از موسیقی دور افتاده بود و قریب به 10 سال در استودیو ساز نزده بود، اما با شروع ضبط با تسلط عالی بر آهنگ و نت ساز زد. صدای سازش برای من رنگ شهناز داشت اگرچه در میان آن مجد و شریف نیز پیدا می شدند. دو آهنگ ساخته خود را ضبط کرد و علیشاپور نیز بر روی آن خواند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بی اغراق و غلو می توان گفت حسین علیشاپور یکی از دو خواننده آینده دار ایران است. او شعر را خوب می فهمد و به آن به عنوان سفره ای می نگرد که بر آن نشسته و به قول خود و استادش حرمت سفره را نگاه می دارد؛ یعنی از شعر به بهترین نحو استفاده می کند و احترامش می کند و پاسش می دارد. علیشاپور از وسعت صدایی کم نظیر بر خوردار است. در استدیو مسلط و ژوست می خواند، از ریتم نمی افتد و آنچنان که من در چند ضبط استدیویی با وی همراه بودم دیدم که هرگز فالش نمی خواند و گوش بسیار قوی دارد. علیشاپور به سبک اصفهان می خواند و جملات شعری را با متانت خاصی بیان می کند. او به گفته ی یکی از موسیقیدانان بزرگ کشور که بعدها نامش را می آورم، به معنای واقعی خواننده است. اما متاسفانه در جامعه ی هنری ای که رابطه بر ضابطه حکومت کند، این استعداد ها کمتر بروز می کنند.  با این حال، در 6-7 ماهه ی اخیر حسین با چند نوازنده و آهنگساز سرشناس کارری را ضبط کرده که می توان امید داشت به طور ناگهانی صدای او در جامعه ی هنردوست شنیده شود و آینده اش درخشان تر شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از ضبط دو آهنگ نوبت به آواز و تکنوازی تار رسید. دو هنرمند در استودیو به صورت بداهه قطعه ای را اجرا کردند. این ساز و آواز در مایه ی دشتی اجرا شد و توصیفاتی که در بالا ذکر کردم به خوبی در آن دیده می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این قطعه ساعتی پس از اجرا توسط علیشاپور بر روی وبلاگش قرار داده شد. با اخلاق هنرمندانه ی این دو بزرگوار که این روزها کمتر دیده می شود، این قطعه به گوش علاقه مندان می رسد تا امید بقای موسیقی و ساز و آوازی ارجمند در این روزهای و آینده به جامعه ی موسیقی داده شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;لازم به ذکر است صدا بردار محترم اثر هنرمند گرامی امید نیک بین هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;این ساز و آواز را دانلود کنید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://alishapour.persiangig.com/audio/tar%20hirbod%20-%20avaz%20alishapour.mp3&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://noghte-chin.persiangig.com/EverlastingSongs/dl-button.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Apr 2010 13:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=256</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-256.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هنرمندی دیگر در بهاری غم انگیز از میان ما رفت</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-254.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روز چهارشنبه یکم اردیبهشت همزمان با آیینی، تمام هنرمندان به گرد یکدیگر جمع شدند تا خانه ی موسیقی که اینبار با شمایلی نو میزبان آنان بود را نوگشایی کنند. شوق دیدار دوستان موسیقایی و دیدار با استاد بزرگ موسیقی ایران، جلیل شهناز در سراپای هنرمندان دیده می شد. اما دیری نگذشت تا خبری دردناک غم بزرگی را در عمق چشمان هنرمندان دیده شود. پیامکهای رسیده، گوشی های موبایل را به صدا در آورد. خبر مانند همیشه کوتاه بود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.kalanama.com/images/goods/big/9997.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;عطا جنگوک هم درگذشت!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگرچه این روزها از فرط کثرت خبر درگذشت هنرمندان، این کلمه  با پیشوند &quot;هم&quot; همراه است، اما شنیدن فوت نسبتا ناگهانی هنرمندانی مانند عطا جنگوک که مهجور و محجوب زیستند بسی غم انگیزتر است. منش و زندگی این هنرمندان که با عشق موسیقی آموختند و با خون دل درس دادند و شاگرد پرورش دادند مصداق بارز این بیت خواجه ی شیراز است که :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;در حکم گلاب و گل، حکم ازلی این بود    کین شاهد بازاری، وان پرده نشین باشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عطا جنگوک هنرمندی ارجمند و معلمی خوب بود. وی از شاگردان برجسته ی استاد شهنازی بود که ردیف ایشان را به بهترین نحو فرا گرفته بود. نام عطا جنگوک در میان مردم عادی کمتر شنیده می شد اما در میان تار نوازان و موسیقی دانان همیشه نام جنگوک بر سر زبانها بود. فقط هنگامی که آلبوم &quot;چشم براه&quot; با صدای شهرام ناظری و آهنگسازی عطا جنگوک به بازار آمد، عده ای از مردم عادی با نام وی آشنا شدند. او آثار دیگری هم در زمینه ی موسیقی بختیاری که خودش تاثیر فراوانی در معرفی آن داشت از خود بر جای گذاشت. آثاری که اینک، با فراق وی ،بغض را گلویمان می شکند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/ataaa.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;ما با عشق عطا جنگوک را بدرقه کردیم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روز جمعه سوم اردی بهشت، خیل زیادی از دوستداران هنر و موسیقی این مرز و بوم در تالار وحدت گرد هم آمدند تا با پیکر این هنرمند دور از چشم وداع کنند. اندک اندک مردمی که دیگر پای ثابت مراسم تشییع جنازه ی هنرمندان شدند و آدرس تالار وحدت را به عنوان محل تشییع هنرمندان از هر جای دیگری بهتر بلدند، جمع شدند. هنرمندان یکایک رسیدند؛ از اعضای هیات مدیره ی خانه ی موسیقی گرفته و سراج و پشنگ و اردشیر وهوشنگ کامکار، هنگامه اخوان، زیداله طلوعی، حسین علیشاپور، صدیق تعریف، بهمن رجبی، شکارچی، درویشی تا بیژن کامکار که با وجود کسالتش آمد و میانه ی مراسم در گوشه ای نشست و حسین علیزاده که دیر آمد، ولی آمد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;عباس سجادی&lt;/STRONG&gt; که دیگر اجرای مراسم تشییع برایش کاری روزمره شده، گفت: رشد فقدان هنرمندان از اعتلای موسیقی بیشتر است! داریوش پیرنیاکان نیز از دوستی دیرینه با جنگوک گفت و با چشمانی اشکبار و بغضی ترکیده با مردم سخن گفت. حالا دریافتم چرا پیرنیاکان در آیین نوگشایی خانه ی موسیقی غایب بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;علی اکبر شکارچی&lt;/STRONG&gt; هم با صدایی سراسر غم و اندوه درختان خیابان حافظ و شهریار و دختران هنرستان موسیقی و تالار وحدت را گواه و شاهد گرفت که چه عاشقهایی از این تالار گذر کردند. او با لحن و زبانی لــُری با دوست و همکارش وداع کرد که بغض را در گلوی همگان شکست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;داوود گنجه ای&lt;/STRONG&gt; هم که به خوش خلقی و مهربانیو شوخ طبعی در میان اهالی موسیقی شهره است، از اخلاق پسندیده ی جنگوک گفت. از خانه ی موسیقی گفت که ای کاش در میان دلهای هنرمندان همدلی بیافکند و از مردمی که این روز آمده بودند گفت که هر کدامشات یک میلیون نفرند. گنجه ای با همان لحن صریح و شیرینش گفت: امروز کسی برای عکس گرفتن با &quot;آقا و استاد&quot; اینجا نیامده. کسی نیامده که &quot;استاد&quot; ببیند و امضا بگیرد. امروز همه به احترام &lt;STRONG&gt;عطا &lt;/STRONG&gt;ی عزیز آمدند. ...و چه راست گفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علیرضا شاه محمدی که خواننده ی آخرین اثر جنگوک نیز شعر معروف را از اخوان ثالث خواند که بیت آخرش به این مراسم می آمد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد    نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مردم با نوای کلماتی همیشگی و مرسوم و مقدس، پیکر عطا جنگوک را که &lt;STRONG&gt;حتی ترمه ای هم از آن دریغ شده بود &lt;/STRONG&gt;را بر دست گرفتند و تشییع کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در بهشت زهرا دیدم و شنیدم که زیداله طلوعی  و شکارچی از تشییع جنازه ی 8 نفره ی استاد ورزنده و تشییع جنازه ی مرحوم فروتن توسط کارکنان اداره ی مربوطه اش سخن می گفتند. با نیشخندی در ته دلم این تشییع جنازه را غنیمت دانستم. پیکر آمد، نماز خواندند و تا قطعه ی هنرمندان تشییعش کردند. &lt;STRONG&gt;حمید نوربخش&lt;/STRONG&gt; با حزن، دو رباعی از خیام خواند و سپس &lt;STRONG&gt;نصراله ناصح پور &lt;/STRONG&gt;و &lt;STRONG&gt;عطا امیدوار&lt;/STRONG&gt; در همان گام چند بیتی خواندند. سپس در زیر خاکش آرمیدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به ریز پایم نظری انداختم. چه تلخ است نام فرامرز پایور را روی یک تکه سنگ ببینی؛ و سیمین آقا رضی و فرمان بهبود را، که هنوز داغشان بر دل موسیقی ایران تازه است. در میان این قبرهای در گذشتگان 88 تنها سنگ &quot;فرمان بهبود&quot; هنوز سر و سامانی نیافته.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/behbood.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با غم و اندوه بهشت زهرا را ترک می کنم و در ته دل امید دارم به این زودی ها بر نگردم. اما هنوز سخنان پیرنیاکان در گوشم زنگ می زند و دلم را می لرزاند که &lt;B&gt;عطا جنگوک از هیچ جا مستمری نمی گرفت و در آمدش از طریق تدریس بود. براستی آیا وزارت ارشاد و خانه ی موسیقی و دیگران که امروز گریستند، به یاد خانواده ی داغدار جنگوک هستند؟&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;دانلود قطعات تصویری مرتبط&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=#660000 size=3&gt;آواز حمید نوربحش بر مزار مرحوم عطا جنگوک(تصویری)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/1.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mediafire.com/?dbyg5yktkim&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://noghte-chin.persiangig.com/EverlastingSongs/dl-button.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#660000 size=3&gt;دانلود قطعه ساز و آواز . آواز پریسا و تار عطا جنگوک(تصویری)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://bababa.persiangig.com/image/2.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mediafire.com/?emdzzywwzum&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://noghte-chin.persiangig.com/EverlastingSongs/dl-button.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Apr 2010 06:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=254</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-254.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تصاویری به یاد ماندنی</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-253.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.imgcandy.com/images/05993282594549877649.jpg&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.imgcandy.com/images/23077767632885362912.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.imgcandy.com/images/54837822980394039073.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 367px; HEIGHT: 435px&quot; height=435 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.imgcandy.com/images/58441061603720736759.jpg&quot; width=371 align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.imgcandy.com/images/80063931661314428230.jpg&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.imgcandy.com/images/49011475828754492307.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Apr 2010 07:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=253</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-253.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>برای برگزاری مستر کلاس موسیقی ایرانی و جواب آواز </title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-252.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;&lt;STRONG&gt;پژمان طاهری به ایران می آید&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.imgcandy.com/images/91540439312697111175.jpg&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;کلیک کنید&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.imgcandy.com/images/10633866238481446169.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN id=spnBody style=&quot;FONT-SIZE: 13px; COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: tahoma; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;پژمان طاهری آهنگساز و نوازنده مطرح موسیقی ایران در این باره گفت: در این دوره که در آموزشگاه موسیقی گام برگزار می‌شود قصد داریم در جلسات ابتدایی به مباحث پیوند هنرها بپردازیم. سپس به موسیقی ایران و در نهایت به فرم منحصر به فرد موسیقی ایرانی و جواب آواز پرداخته خواهد شد. &lt;BR&gt;وی همچنین ابراز امیدواری کرد در پایان این دوره از کلاس‌ها شرکت‌کنندگان به  شناخت بیشتری از موسیقی ایران و همچنین نقاط مشترک آن با دیگر هنرها برسند. &lt;BR&gt;بابک رکنی مدیر آموزشگاه موسیقی گام نیز در مورد نحوه برگزاری این مسترکلاس بیان کرد: پس از پیگیری‌های بسیار موفق شدیم با موافقت دکتر پژمان طاهری این دوره کارگاه آموزشی را برگزار کنیم. &lt;BR&gt;وی در مورد تاریخ و نحوه شرکت در این جلسات گفت: این مسترکلاس در روزهای شنبه و سه‌شنبه هر هفته از روز 18 اردیبهشت‌ماه به مدت 8 جلسه برگزار می‌شود که هزینه شرکت در این دوره کلاس‌ها برای هر نفر 80 هزار تومان است.&lt;BR&gt;علاقه‌مندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشتر با تلفن 22706637 تماس حاصل نمایند.&lt;BR&gt;پژمان طاهری دانش‌آموخته دوره دکترای رشته اتنوموزیکولوژی از وین است و هم اکنون نیز در وین سکونت دارد. &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 13px; COLOR: rgb(0,0,0); FONT-FAMILY: tahoma; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.musicassociation.ir/default.aspx?page=newsViewDetail&amp;newId=904&amp;q=&quot;&gt;منبع&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 14 Apr 2010 10:51:57 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=252</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-252.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تسلیت به یک هنرمند وظیفه شناس</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-251.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;کیوان میر هادی - عکس از رومیسا مفیدی&quot; hspace=0 src=&quot;http://navidi61.persiangig.com/111111.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;از طرف یکی از دوستانم اطلاع پیدا کردم که متاسفانه مادر &lt;STRONG&gt;استاد کیوان میرهادی&lt;/STRONG&gt; روزهای اول عید فوت کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#000000&gt;جناب میرهادی چند سال هست که مسابقات گیتار را برگزار می کنند و پیش از عید مشغول برگزاری مسابقات ویولون کلاسیک تهران بودند که همزمان شده بود با بالا رفتن مشکلات بیماری مادرشان ولی ایشان به این خاطر که وقت نوازندگانی که در مسابقه شرکت کردند گرفته نشود بدون اینکه کسی متوجه شود به هر دو کار رسیدگی می کردند و نگذاشتند مسابقه به تاخیر بیافتد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;همینجا از طرف تمام دوستان اهل موسیقی صمیمانه از زحمات و دلسوزی بی اندازه &lt;STRONG&gt;استاد میرهادی&lt;/STRONG&gt; تشکر می کنم و درگذشت مادر گرامیشان را تسلیت می گویم.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Apr 2010 16:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=251</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-251.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اظهارات جدید آقای محمدرضا لطفی</title>
<link>http://atanavidi.blogfa.com/post-250.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=title align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;STRONG&gt;آدمی مخفیست در زیر زبان/ این زبان پرده است بر درگاه جان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=title align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://media.farsnews.com/Media/8702/Images/jpg/A0435/A0435447.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=title align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;امروز در سایت پارلمان نیوز مطلبی توجهم را جلب کرد که دوست داشتم شما نیز بخوانیدش. امیدوارم بتوانم نقدی بر این گفته ها بنویسم البته همانگونه که دوستان و خوانندگان وبلاگ می دانند بنده تعصبی بر روی هیچ یک از اساتید ندارم و علاقه مندی ام به هر کدام از موسیقی دانان بر حسب تاثیری ست که بر موسیقی ایران گذاشته اند. اگر نقدی در آینده بر این گفته های آقای لطفی نوشته شود کاملا بی طرف خواهد بود . گرچه گمان میدارم این گفته ها خود نشان دهنده ی آن چیزی که باید نقد شود هست. آنچه در سایت پارلمان نیوز آمده را در زیر بخوانید:&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=title align=justify&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=body align=justify&gt;&lt;B&gt;پارلمان‌نیوز: &lt;/B&gt;«بخش عمده این کدورت‌ها به تاریخ رفتاری استاد عزیز ما شجریان مربوط بود که با سعه صدر برخورد نکرد. نمی‌دانم این پول چقدر مهم است که دوستی‌ها، برادری‌ها و خویشی‌های انسانی را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. اتوریته‌ها باید در برخورد به منافع موسیقی بسیار قوی باشد تا وحدت اساتید و زحمت‌کشان این راه را بر هم نزند، اما متاسفانه در ایران چنان تفرقه‌ای میان این گروه افتاد که امروزه دیگر کسی با کسی معاشر نیست و هرکس در لاک خودش فرو رفته و ساز خودش را می‌زند.»&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;محمدرضا لطفی آهنگساز و نوازنده برجسته ایرانی در یادداشتی که در خبرنامه داخلی آوای شیدا در سه بخش منتشر کرده است به بیان ناگفته هایی از آشنایی با پرویز مشکاتیان، تشکیل گروه عارف و شیدا و اتفاقات و دلخوری هایی که میان بزرگان موسیقی ایرانی در دهه های گذشته ایجاد شده است، پرداخته و تاریخ 30 سال اخیر موسیقی سنتی ایران را مرور کرده است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;آشنایی با پرویز مشکاتیان در دانشکده هنر های زیبا&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;محمد رضا لطفی در بخش نخست این یادداشت که به آشنایی اش با شادروان پرویز مشکاتیان اختصاص دارد می نویسد: «اولین روزی که من مشکاتیان را دیدم، ایشان سال اول دانشکده هنرهای زیبا، رشته موسیقی بود. درست یادم می‌آید که ترم اول بود. در همان اوایل ترم به دنبال پیدا کردن اتاقی برای تمرین به انتهای راهرو، که بیشتر مواقع درس پیانو داده می‌شد رقتم. هنگامی که درب را باز کردم، دیدم جوانی بلندقامت و لاغر، پشت پیانو نشسته و یک آهنگ معروف پاپ را می‌نوازد و چند دختر سال اول نیز دور او را گرفته اند. می‌دانستم که ایشان سنتور می‌زند و از استان خراسان وارد گروه موسیقی شده اند.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لطفی ادامه می دهد: «خیلی تعجب کردم چون کسانی که به این گروه وارد می‌شدند یا سابقه موسیقی غربی جدی داشتند و به دنبال موسیقی پاپ نبودند، یا از بخش موسیقی ایرانی آمده بودند که آن‌ها نیز کمتر به سراغ این موسیقی می‌رفتند.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لطفی درباره روحیات و خلقیات مشکاتیان می نویسد: «وضعیت فکری و روحی او خاص بود و شیوه زندگی او نیز شبیه دانشجویان نبود. به اطاقش یک سی‌تار هندی آویزان کرده بود و گاهی چند مضراب به آن می‌‎زد.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;مشکاتیان خودش جریان ساز نبود&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این استاد موسیقی با اشاره به تشکیل گروه عارف توسط حسین علیزاده ادامه می دهد: «اخلاق پرویز خیلی اجتماعی نبود، یعنی خود راه حل‌های مناسب برای کارش ایجاد نمی‌کرد. به اضافه این که می‌دانست اگر حسین (علیزاده) و من در جایی هستیم، حضورش می‌تواند به فعالیت او کمک کند. پرویز همیشه خود جریان‌ساز نبود، بلکه می‌توانست در کنار جریانات خوب کار ارزنده‌تری انجام دهد، شاید به همین دلیل بود که در کنار هنرمند گرامی شجریان، توانست بیشتر موفق شود، در اینجا حسین بود و در آن‌جا شجریان.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;محمد رضا لطفی با اشاراه به شکل گیری گروه موسیقی چاووش و اتفاقت سیاسی 17 شهریور تهرانمی نویسد: «حسین (علیزاده) کمی سیاسی بود و شکارچی نیز سیاسی‌کار بود اما مشکاتیان خیلی خروجی سیاسی با جامعه اهل اندیشه تهران نداشت. اگرچه پرویز اجتماعی و سیاسی نیز می‌اندیشید، اما به پیشرفت کار و توفیق کارش بیشتر فکر می‌کرد و می‌دانست باید در کنار علیزاده باشد تا پیشرفت کند.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;تاثیر حسین علیزاده بر شکل یابی پرویز مشکاتیان&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی با اشاره به نقش حسین علیزاده در شکل‌یابی مشکاتیان آورده است: «در واقع سلیقه حسین در تنظیم موسیقی‌هایش و شور و حرارت بالایش روی مشکاتیان که آرام و تا حدودی غیرفعال بود اثر می‌گذاشت.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نوازنده و آهنگساز ایرانی با اشاره به حال و هوای روزهای پس از انقلاب ادامه می دهد: «اولین قطعه مشکاتیان پس از انقلاب تصنیفی بود به نام &quot; ایران ز سر کن خواب مستی&quot;  که بعد از کار داروک نیما که آن را در زمان شاه ساخته بودم و بر جنبش دانشجویی و نیروهای لیبرال و چپ تاثیرش بیشتر بود، کار پرویز دومین کاری بود که بر روی شعر نو با برداشتی متفاوت ساخته شده بود.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;ضبط و اجرای اثر&quot; بیداد&quot; اولین کار شخصی مشکاتیان&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی ادامه می دهد: «اولین کار مفصل و سازمان‌یافته‌ای که این اثر را می‌توان اولین خط سلیقه شخصی مشکاتیان دانست، کار باارزش «بیداد همایون» بود. پرویز آثار این مجموعه را تقریباً یک سال پس از انقلاب درست کرد. گروه عارف آن را تمرین و در استودیو «بل» ضبط کرد. قرار بود شجریان آواز و تصنیف آن را بخواند. میکس این کار به وسیله این جانب تمام شد.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لطفی در ادامه به بیان خاطره ای از روزهای پس از انقلاب و ساخت اثر ارزشمند &quot;بیداد&quot; توسط پرویز مشکاتیان می نویسد: «با بچه‌های دو گروه (شیدا و عارف) پس از اولین بهار آزادی برای گردش به اوشون و فشم در حرکت بودیم. چند ماشین پشت سر هم در حرکت بودیم که من کاست چهارمضراب این اثر را در ضبط صوت ماشین گذاشتم و بلند آن را پخش کردم تا چند ماشین دیگر نیز آن را بنشوند. این کار و نغمات آن، چنان منطبق با شعف ما بود که همه پراحساس سرهایمان را از پنجره درآورده بودیم و هورا می‌کشیدیم. حسین علیزاده همراه با پرویز دو ستون اصلی گروه عارف بودند. چنان زیبا نواخته بودند که آدم نغمات را عبادت می‌کرد.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;شجریان سیاسی نبود &lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لطفی با اشاره به آشنایی و همکاری اش با استاد آواز ایران در اجرای آثار به یاد ماندنی &quot;شب نورد&quot; و &quot;ایران ای سرای امید&quot; می نویسد: شجریان هرگز سیاسی نبود و هرگز ما بحث سیاسی با هم نداشتیم. من با شجریان در مرکز حفظ و اشاعه آشنا شده بودم و یک برنامه با هم اجرا کرده بودیم. (اولین جشن هنر شیراز که از طرف مرکز حفظ واشاعه زیر نظر استاد برومند به فستیوال شیراز رفته بودیم.) اجرای این برنامه ما را به هم نزدیک‌تر کرد و این گونه دوستی ما شکل گرفت و وقتی من به رادیو رفتم، او نیز در رادیو فعال‌تر شد. شجریان اهل رفتن به مهمانی‌هایی بود که خواص کشور تشکیل می‌دادند و بیشتر درآمد ایشان از این راه تامین می‌شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لطفی با بیان خاطره از استاد شجریان در دوران انقلاب ادامه می دهد: «شش ماه پیش از روز قیام، شجریان درگیر مسائل انقلاب نبود، شاید خیلی هم نمی‌دانست دارد چه می‌گذرد. من نیز هرگز عادت نداشتم که کسی را به سویی بکشانم و به همین دلیل راجع به مسائل سیاسی صحبتی نمی‌کردم. یک روز که به آپارتمان من در امیرآباد می‌آمد با من صحبت می‌کرد و گفت در بین راه که می‌آمدم یک اعلامیه دست من داده اند که از همه خواسته اند به جنبش مردم بر علیه شاه بپیوندند. اعلامیه را خواندم که متعلق به جبهه ملی یا شاید نهضت آزادی بود. در چهره‌اش عکس‌العملی ندیدم، اما راجع به اوضاع کمی با ایشان صحبت کردم. پس از چند هفته احساس کردم که مسائل او را متاثر کرده. چند ماه قبل از این دیگر کسی نبود که بتواند در مقابل کشتارها و حکومت نظامی بی‌تفاوت بماند و همین امر باعث شد که من بتوانم از او بخواهم که اثر «شب‌نورد» را در استودیو بل بخواند.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی ادامه می دهد: «با این خواندن دیگر می‌شد او را متحد انقلاب واقعی مردم تلقی کرد و کارهای جدیدی با صدای بی‌نظیر او را ارائه کرد. کار شب‌‎نورد با صدای ایشان و آزادی که ناظری خوانده بود را به تلویزیون بردم. کسی که در مقابل خیابان تلویزیون با اسلحه ایستاده بود که یکی از خبرنگارانی بود که من او را می‌شناختم. هنگامی که مرا دید گفت: آقای لطفی در اینجا چه می‌کنید و من گفتم می‌خواهم دو اثری که ساخته ام را به اتاق پخش ببرم.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لطفی خاطر نشان می کند: «این اولین کار موسیقی ایرانی بود که گروهی ایرانی آن را به ملت هدیه می‌کرد. تاثیر این اثر و سرود آزادی چنان بود که بیشتر مردم آن را زمزمه می‌کردند و این گونه سرنوشت من و گروه شیدا و چاووش رسماً به انقلاب گره خورد.»&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;همه جا این تصنیف به اسم شجریان رقم خورده &lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این آهنگساز برجسته موسیقی سنتی با انتقاد از عدم معرفی دست اندر کاران ساخت دو تصنیف معروف انقلابی آورده است: در بیشتر خبرهای روزنامه‌ای و سایت‌ها و وبلاگ‌ها، تصنیف «ایران ای سرای امید» به نام شجریان رقم خورده است. نه از شاعر آن و نه از سازنده و سرپرست و معرف آن به رادیو و تلویزیون خبری هست. برای مثال اگر اشتباه نکنم، پارسال یا دو سال پیش این اثر به عنوان بهترین اثر از طرف رادیو و تلویزیون شناخته شد و برای آن جایزه تعیین کردند؛ اما هرگز اعلام نکردند که این اثر متعلق به این‌جانب است. دو سال پیش باید ایشان به آقای ضرغامی و یا رادیو و تلویزیون و مطبوعات که راجع به آن نوشتند می‌گفتند که این اثر متعلق به ایشان نیست و کل چاووش شش را ایشان به موسسه شیدا فروخته اند!&lt;BR&gt;         &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;شروع نزدیکی مشکاتیان و محمدرضا شجریان&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این استاد موسیقی درباره رابطه استاد آواز ایران و پرویز مشکاتیان به همکاری دو استاد بزرگ موسیقی سنتی در البوم &quot;بیداد&quot; اشاره می کند و ادامه می دهد: «شروع نزدیکی پرویز و شجریان با همین کار بود. قرار بود که اولین کار شرکت ماهور با اجرای دو اثر همایون با سرمایه‌گذاری این شرکت  به بازار آید. همه کارها را کردیم اما به یکباره بدون اطلاع ما دو اثر از پایور بیرون آمد و ما در آن وضعیت اقتصادی بد بسیار متضرر شدیم. با این مسئله من متوجه شدم که پرویز نیز به جرگه شجریان خواهد پیوست و خیلی زود ما را ترک خواهد کرد.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی ادامه می دهد: «با این که پرویز عزیز از طرف شورای چاووش نماینده شد که با شجریان صحبت کند تا راضی شود که بقیه بیداد را بخواند و نوار را تکمیل کند، اما پس از شش ماه نیز خود پرویز ما را ترک کرد و ما متوجه شدیم که ایشان این مسئولیت را به درستی پیش نبرده و متاسفانه حتی نظرات شورای ما را به خوبی به شجریان منتقل نکرده تا جایی که رابطه اندک میان من و شجریان نیز تیره شد. البته کسانی در آن زمان بودند که بسیار کوشیدند تا پرویز و شجریان و شهرام ناظری را از بدنه چاووش جدا کنند که کردند و این لطمه بزرگی به روند رو به رشد موسیقی دستگاهی ایران زد.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;شجریان ومشکاتیان با پرداخت مبلغی قفل فایل را شکستند&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لطفی با اشاره به بازتر شرن فضا پس از پایان جنگ تحمیلی خاطر نشان می کند: «علیزاده به ایران آمد و این انرژی و حضور، تضاد زیادی در پیکره موسیقی شرکت مشترک شجریان و مشکاتیان ایجاد کرد. حسین مورد احترام حکومت قرار گرفت و کارهایش با وجود روزنامه روشنفکری آقای فرج سرکوهی سرتیتر فعالیت هنری شد.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سرپرست گروه موسیقی چاووش درباره انتشار آلبوم به یاد ماندنی بیداد می نویسد: «شاید دوستان ندانند که کارهای چاووش را این جانب میکس می‌کردم. کار پرویز را نیز این جانب میکس کردم که ضبط عالی آن به وسیله ایرج حقیقی صورت گرفت که بسیار ارزنده است. من در استودیو بل فایلی داشتم که متعلق به ایرج حقیقی بود که آرشیو ایشان محسوب می‌شد. هنگامی که به ناگهان ایرج حقیقی به دانمارک مهاجرت کرد، نوارهای ما را به دلیل این که هنوز تکمیل نشده بود، به ما نداد و در همان فایل قفل‌شده ماند.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی ادامه می دهد: «این جانب هم نبودم و این‌گونه شجریان و پرویز به استودیو رفته و با پرداخت مبلغی خوب قفل این فایل را شکسته و باز کردند و نوار بیداد را از استودیو گرفتند. کلیه مخارج تمرین و ضبط را مرکز هنری چاووش پرداخت کرده بود و این اثر متعلق به چاووش بود تا از آن بهره‌وری کند، به خصوص که گروه شیدا در تمامی سال‌های چاووش به گروه عارف نیز حقوق پرداخت کرده بود و شاید این اولین کاری بود که می‌توانست جبران پرداختی‌های گروه شیدا و این جانب را بنماید. به هر حال کار بیرون آمد. جالب این‌جاست که نام مرا در انتهای گروه نوشتند که نوازندگی کردم. خواهر من به من زنگ زد و گفت: آقای شجریان و پرویز برای شما چکی به مبلغ سی‌هزار تومان نوشته اند، چه کنم؟»&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;وی ادامه می دهد: «به خواهرم گفتم که نامه‌ای کوتاه به این دو دوست بنویسد و چک را به عنوان هدیه تولد فرزند اول مشکاتیان که تازه به دنیا آمده بود، به پدربزرگش شجریان بدهند. او نیز این کار را کرد. اگرچه این موضوع و هتک حرمت به من، من را ناراحت کرد، اما من بر این باور بودم که شرایط خاصی در ایران حاکم است و اشکالی ندارد آن‌هایی که باید بدانند، می‌دانند و گذشتم. کار بیداد با فروش فوق‌العاده، وضع مالی این دو عزیز را روبراه کرد و با همین کار بود که هم پرویز و هم شجریان دوباره معروف‌تر شدند.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;این کدورت ها به تاریخ رفتاری شجریان بر می گردد&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لطفی درباره علل و عوامل کدورت بین دو استاد بزرگ موسیقی سنتی آورده است: «کنسرت‌های بی‌شمار شجریان و تورهای متعدد در آلمان باعث کدورت پرویز و شجریان شد. بیشتر این درگیری به خاطر مسائل مالی و سرپرستی و سکان‌داری امر فرهنگی این دو نفر بود که رفته رفته بین آن‌ها فاصله انداخت.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وی ادامه می دهد: «بخش عمده این کدورت‌ها به تاریخ رفتاری استاد عزیز ما شجریان مربوط بود که با سعه صدر برخورد نکرد. نمی‌دانم این پول چقدر مهم است که دوستی‌ها، برادری‌ها و خویشی‌های انسانی را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. اتوریته‌ها باید در برخورد به منافع موسیقی بسیار قوی باشد تا وحدت اساتید و زحمت‌کشان این راه را بر هم نزند، اما متاسفانه در ایران چنان تفرقه‌ای میان این گروه افتاد که امروزه دیگر کسی با کسی معاشر نیست و هرکس در لاک خودش فرو رفته و ساز خودش را می‌زند. بزرگان موسیقی ما بیشتر به کار فردی و منافع شخصی خود رو آورده اند، در صورتی که چه قبل و چه بعد از انقلاب منافع موسیقی، آرمان فردی همه ما بود تا این هنر مظلوم رشد کند.» &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Apr 2010 10:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=atanavidi&amp;postid=250</comments>
<dc:creator>atanavidi</dc:creator>
<guid>http://atanavidi.blogfa.com/post-250.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
